مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قزوین گفت: در سال گذشته کتابخانه‌های عمومی استان قزوین تعداد 735 هزار و 900 جلد کتاب به علاقمندان به امانت سپرد‌ه‌اند. کتابخانه‌های عمومی قزوین بیش از 80 هزار عضو ثابت دارد.

به گزارش ایبنا؛ رویا اسماعیلی مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قزوین بیان کرد: 36 کتابخانه عمومی نهادی و 32 کتابخانه مشارکتی در استان قزوین فعال هستند و به کتابخوانان خدمات ارائه می‌کنند.

اسماعیلی گفت: خوشبختانه در حال حاضر کتابخانه‌های استان قزوین از وضعیت خوبی برخوردار هستند به‌طوری که سال گذشته بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، واحد منابع اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین در سال 97 جزو 3 استان برتر کشور شد.

وی افزود: در حال حاضر استان قزوین دارای 67 کتابخانه عمومی با مجموع زیربنای 32 هزار و 198 مترمربع است و 926 هزار عنوان کتاب را در خود جای داده‌اند.

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قزوین گفت: از تعداد 926 هزار و 700 عنوان کتاب موجود در کتابخانه‌های عمومی استان قزوین نزدیک به 268 هزار عنوان، از منابع اهدایی تامین شده است.

اسماعیلی یادآور شد: در حال حاضر 459 هزار و 700 عنوان از این کتاب‌ها در کتابخانه‌های عمومی شهرستان قزوین، 140 هزار و 500 عنوان در کتابخانه‌های عمومی البرز و 102 هزار عنوان در کتابخانه‌های عمومی بوئین‌زهرا در دسترس علاقمندان است.

وی افزود: همچنین کتابخانه‌های عمومی شهرستان تاکستان نیز 133 هزار و 700 عنوان، کتابخانه‌های آبیک 52 هزار عنوان و کتابخانه‌های شهرستان آوج 37 هزار عنوان کتاب را در خود جای داده‌اند.

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان قزوین با اشاره به فعالیت اعضای ثابت کتابخانه‌های استان گفت: در حال حاضر بیش از 80 هزار عضو ثابت و  64 هزار عضو فعال به عضویت کتابخانه‌های عمومی استان قزوین درآمده‌اند.

اسماعیلی بیان کرد: در حال حاضر شهرستان قزوین با 29 کتابخانه برخوردارترین شهرستان از نظر تعداد کتابخانه بوده است و پس از آن شهرستان البرز با 13 کتابخانه عمومی در رده دوم قرار دارد.

وی با اشاره به فعالیت 10 کتابخانه در شهرستان بوئین هزار گفت: شهرستان آبیک، تاکستان و آوج نیز به ترتیب 5،7 و 3 کتابخانه عمومی دارند.

رویا اسماعیلی درخصوص احداث بخش ویژه کودک و نوجوان در این کتابخانه‌ها، گفت: در حال حاضر 36 بخش ویژه کودک و نوجوان در کتابخانه‌های عمومی استان قزوین ایجاد شده است.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...