کتاب «تنوع و تمدن در اندیشه اسلامی» به قلم حبیب الله بابایی و به همت پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد.

بررسی تنوع و تمدن در اندیشه اسلامی حبیب الله بابایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «تنوع و تمدن در اندیشه اسلامی» که به همت پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به تازگی منتشر شده، حاصل پژوهش‌ها و تأملات نویسنده در 10 سال گذشته است، در پی یافتن راهی الهیاتی برای فهم مسئله «تنوع» (خاصا تنوع فرهنگی) در صورت‌بندی تمدن توحیدی است.

مسئله «تنوع و تکثر» از مسئله‌های مهجور در ادبیات مسلمانان است؛ این مهجوریت بدان سبب است که اساساً سخن از تکثر همواره در تقابل با وحدت و نظام توحیدی تلقی شده، همان‌طورکه صحبت از کثرت و تنوع همواره با نوعی از تکثرگرایی و پلورالیسم خلط گردیده است.

آنچه در این کتاب آمده، تلاشی الهیاتی ـ تمدنی در جهت حل این تضاد است تا راهی را برای تنوعات انسانی در بستر توحیدی فراهم کند.

فهرست این کتاب عبارت است از:

بخش اول: چیستی تمدن (و نسبت آن با تنوع)
فصل اول: خاستگاه بومی تمدن اندیشی در دنیای اسلام
فصل دوم: خاستگاه‌های غیر بومی تمدن اندیشی در جهان اسلام
فصل سوم: ماهیت تمدن در نگرش فلسفی
فصل چهارم: عناصر ماهوی تمدن از منظر جامعه شناسان
فصل پنجم: چیستی تمدن در نگرش تاریخی
فصل ششم: چیستی تمدن؟
فصل هفتم: شاخص‌های تمدن
بخش دوم: اسلامی بودن تمدن مقدمه (مروری بر نظریات)
فصل اول: ضرورت در عبور از واژه تمدن به واژه‌ای اسلامی
فصل دوم: ضرورت در اسلامی بودن مصادر تمدنی
فصل سوم: عیار اسلام بر اساس ایمان در فرآیند تمدنی
فصل چهارم: اصول اسلامی در فرآیند تمدنی (تعارف و تعامل به معروف)
فصل پنجم: اسلامی بودن فرهنگ (اسلام و فرهنگ)
بخش سوم: وحدت و تنوع در تمدن اسلامی
فصل اول: وحدت و تنوع تمدنی مسلمانان (در رویکرد تاریخی)
فصل دوم: وحدت و تنوع تمدنی در اسلام (رویکرد الهیاتی)
فصل سوم: راهکارهای توسعه وحدت در تمدن اسلامی (ایجاد هویتهای شامل)
بخش چهارم: چالشهای معاصر تمدنی (ریشه‌های تشئت)
فصل اول: تمدن غرب و تمدن اسلامی
فصل دوم: نقطه آشوب تمدنی
فصل سوم: نقطه شکاف تمدنی (تکفیر مذهبی)
فصل چهارم: نقطه ضعف تمدنی (ضعف‌های بنیادین در ایجاد همبستگی تمدنی)

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...