به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» حاوی خاطرات ۱۸ ماهه حضور جان بولتون مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، توسط انتشارات امیرکبیر راهی بازار نشر شد. این کتاب ترجمه کامل کتاب «the room where is happened: White House memoir»، نوشته مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید است که نسخه انگلیسی آن اوایل تابستان سال جاری منتشر شده بود.

ترجمه خاطرات بولتون از اتاقی که در آن اتفاق افتاد

مهم‌ترین بخش کتاب برای مخاطب فارسی‌زبان را می‌توان فصل مربوط به ایران دانست. این چهره ضد ایرانی کاخ سفید در این بخش به شرح پشت پرده سیاست‌های اتخاذ شده کاخ سفید در مورد مسائل مرتبط با ایران می‌پردازد که از جمله این موارد می‌توان به خروج ایالات متحده آمریکا از برجام، انهدام پهپاد جاسوسی گلوبا‌هاوک ارتش آمریکا در داخل مرزهای سرزمینی ایران در شرق تنگه هرمز، مأموریت نخست‌وزیر ژاپن به ایران و دیدار با رئیس‌جمهور و رهبر معظم انقلاب و حوادث انفجار نفتکش‌ها در بندر فجیره امارات متحده اشاره داشت.

دیدارهای ترامپ با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی، حواشی حضور ترامپ در پایگاه نظامیان آمریکایی در عراق(عین‌الاسد)، مسائل مربوط به سوریه و اختلافات آمریکایی‌ها با اتحادیه اروپا و روسیه از دیگر بخش‌های جذاب کتاب است.

این کتاب هرچند به نیت افشاگری علیه سیاست‌های ترامپ به نگارش در آمده اما در نهایت نباید از نظر دور داشت که راوی آن جان بولتون است، نماینده جناح تندرویِ ضد ایرانی و جنگ‌طلب سیاستمداران امریکایی. به همین جهت انتشارات امیرکبیر در عین رعایت امانت در ترجمه اما در قالب پاورقی‌های متعددِ جدا از متن، به تشریح بعضی ادعاهای خلاف واقع بولتون به‌خصوص در موارد مرتبط با ایران پرداخته است.

در متنی که پشت جلد کتاب آمده است می‌خوانیم: ««شب حدود 9:30 تماس گرفتند و اطلاع دادند ایران یک پهپاد دیگر را هم سرنگون کرده. این یکی پهپاد گلوبال‌هاوک بود و روی تنگه هرمز ساقط شده بود. ژنرال دانفورد رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح می‌گفت زدن گلوبال‌هاوک با موارد سابق تفاوت کیفی دارد. این مورد به نابودی یکی از دارایی‌های آمریکا انجامیده بود که 146 میلیون دلار قیمت داشت. دانفورد پیشنهاد داد به سه پایگاه در طول ساحل ایران حمله کنیم. در نهایت بر سر نابود کردن آن سه پایگاه توافق کردیم. دانفورد اعلام کرد که حمله در سیاهی شب انجام خواهد گرفت. ترامپ پرسید حمله کِی اتفاق خواهد افتاد. دانفورد گفت 9 شب به وقت واشنگتن و 5 و 30 دقیقه صبح به وقت تهران! تصمیم ما سه ویژگی مهم داشت: هدف‌های فعال نظامی را می‌زدیم نه اهداف نمادین، داخل خاک ایران را مورد حمله قرار می‌دادیم که خط قرمز ایرانی‌ها بود. در نهایت اینکه اهدافی را می‌زدیم که احتمالاً تلفات انسانی داشت...».

«اتاقی که در آن اتفاق افتاد» اثر جان بولتون که ترجمه آن به سرپرستی محمد معماریان انجام گرفته، شامل 15 فصل و 608 صفحه است که در قطع رقعی و قیمت 75 توسط انتشارات امیرکبیر راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...