نشر روزبهان به زودی تمامی آثار زنده یاد نادر ابراهیمی را با ویرایش جدید و در قطع جیبی منتشر می کند.

آثار نادر ابراهیمی در قطع جیبی منتشر می‌شود


به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با اتمام چاپ 4 عنوان از کتابهای زنده یاد نادر ابراهیمی در نمایشگاه کتاب انتشارات روزبهان اقدام به تجدید چاپ این آثار گرفته و در حال حاضر این کتابها زیرچاپ هستند.

"غزلداستانهای سالهای بد"، "ابوالمشاغل" از مجموعه مردان کوچک، "آتش بدون دود" مجموعه داستانهای بلند و "وسعت معنای انتظار" مجموعه ای از سه قصه نمایشی عنوان چهار کتابی است که به زودی چاپ جدید آنها به بازار خواهد آمد.

نشر روزبهان همچنین در نظر دارد تمامی آثار
نادر ابراهیمی را با حروفچینی جدید در کتابهایی در قطع جیبی منتشر کند.

از دیگر برنامه های این ناشر برای انتشار مجدد آثار این نویسنده و شاعر این است که مجموعه ای از عاشقانه های ابراهیمی شامل
«یک عاشقانه آرام»، "چهل نامه کوتاه به همسرم" و "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" را در قالب یک بسته سه تایی و با چاپ نفیس منتشر کند.

همچنین تا تابستان امسال 10  عنوان کتاب از کارهای کودک
نادر ابراهیمی نیز تجدید چاپ خواهد شد.

کتاب "تکثیر تاسف برانگیز پدربزرگ" از دیگر آثار ابراهیمی است که نشر روزبهان در نظر دارد چاپ جدیدی از آن را تابستان امسال عرضه کند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...