«کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» [Once upon a digital time] به قلم برایان سولیس [Brian Solis] با ترجمه سعید قدوسی نژاد منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی «کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» با زیر عنوان وقتی همه «قصه‌گو» شده اند چطور قصه‌گوی متفاوتی باشیم؟ [how to be an amazing storyteller when everyone is a storyteller] به عنوان بخشی از پروژه‌ی آموزش بازاریابی سایت لینکدین منتشر شده است و نکته‌ها و پیشنهادهای مفیدی برای بازاریابان دیجیتال و تولیدکنندگان محتوا ارائه می‌دهد.

کتاب همراه بازاریابان دیجیتال وقتی همه قصه‌گو شده اند چطور قصه‌گوی متفاوتی باشیم؟ [how to be an amazing storyteller when everyone is a storyteller]

بیش از نیم میلیون نفر در سایت لینکدین «قصه‌گویی» را جزو مهارت‌هایشان آورده‌اند. این روزها همه از قصه‌گویی دم می‌زنند اما این ادعا کمتر به ایده‌ای اجرایی منتهی می‌شود. «کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» با اشاره به اشتباه‌های رایج بازاریاب‌ها در تولید محتوا، به شما کمک می‌کند خودتان و کسب‌وکارتان را بازبینی کنید و با کمک قصه‌گویی تغییراتی اساسی و سازنده در نحوه‌ی ارائه‌ی خودتان و حرفه‌تان ایجاد کنید.

قصه‌ی خوب چیست؟ زمان و مکان مناسب قصه‌گویی کدام است؟ قهرمان اصلی قصه‌ی ما کیست؟ راه شناخت مخاطب و ارائه‌ی قصه‌ای متفاوت و تأثیرگذار چیست؟ پاسخ این پرسش‌ها و بسیاری از پرسش‌های دیگر در حوزه‌ی بازاریابی محتوا را می‌توانید در این کتاب پیدا کنید.

«کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» در 72 صفحه مصور و با قیمت 12هزار تومان در مجموعه‌ی «جمع‌وجور» انتشارات اطراف منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...