کتاب«دکتر بگو چرا» نوشته دکتر ناصر صافی با هدف سلامتی به همراه موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان در انتشارات مدرسه باز نشر شد.

به گزارش ایبنا، به نقل از روابط عمومی و امور رسانه‌‌ای انتشارات مدرسه؛ دوره نوجوانی، دوره‌ای پرتلاطم، پویا و پرتلاش است. نوجوانان در اثر رشد جسمی و تغییرات ظاهری، حساسیت زیادی نسبت به خویش پیدا می‌کنند. البته نوجوانانی که در این دوره خود را طبیعی و بالنده تلقّی می‌کنند، در آینده نیز از عزّت نفس و شادمانی بیشتری برخوردار خواهند بود.

اما آنچه که می‌تواند نوجوانان را به شادمانی و تحصیل موفق برساند سلامتی آن‌ها است. با سلامت روانی و جسمانی است که می‌توانند فعالیت‌های اجتماعی خود را به خوبی انجام دهند. نخستین عامل داشتن سلامت برای نوجوانان پاسخ به سوال‌هایی است که برای‌شان به وجود می‌آید. از جمله می‌توان به: برای از بین بردن جوش‌های پوست صورتم چه کنم؟ علت بوی بد دهان چیست؟ شامپوی مناسب کدام است؟ قد و وزنم چه قدر باید باشد؟ و... اشاره کرد. 

در کتاب «دکتر بگو چرا» سعی شده است به تمامی این پرسش‌‌ها، پاسخ‌های  مفید و کاربردی و در عین حال علمی و قابل فهم برای دانش آموزان دوره متوسطه اول و دوم داده شود. این کتاب شامل 160 سوال هست که در یازده زمینه مختلف دسته بندی شده است.  بهداشت، اختلالات تنفسی، پوست و بیماری‌های آن، بیماری‌های قلبی، خونی، غدد و اعصاب، اختلالات دستگاه گوارش، داروشناسی، ورزش، خواب و مطالعه و … از موارد متنوع مطرح شده در این کتاب است.

چاپ هفتم «دکتر بگو چرا» با 136 صفحه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...