ایرنا- «از سناباد شعر» روایت زمانه و زندگی مصطفی محدثی خراسانی است که به کوشش حسین قرایی به رشته تحریر در آمده و روانه بازار نشر شده است.

از سناباد شعر، ثمره ساعت ها گفت‌وگو با محدثی خراسانی است که از راه طی شده‌اش سخن می گوید. تمام تلاش این قلم بر آن بوده که اتفاقات مهم ادبی از اولین تصاویری که محدثی در ذهن دارد تا امروز، سنجیده و ادیبانه بیان شود. 

مصطفی محدثی خراسانی متولد سال ۱۳۴۰ در شهرستان تایباد ( خراسان جنوبی) است. وی از دوران کودکی به مشهد رفت و تحصیلات عالی را در همان‌جا گذراند. پس از انتقال به تهران، سردبیری فصلنامه شعر نیز به او واگذار شد. محدثی هم‌اکنون علاوه بر سردبیری مجله شعر، عضو شورای عالی شعر در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.
از آثار او می توان به شاعران پروازی، هزار مرتبه خورشید، گزیده ادبیات معاصر (مجموعه شعر) شماره ۴۶ ، طنین کوه(شعر دفاع مقدس)، سلوک باران، شوق کعبه (نگاهی زیبایی شناسانه و فلسفی به مناسک حج) و گزیده غزلیات بیدل با نام از چیدن رنگ اشاره کرد.
کتاب از سناباد شعر از فصل های زمانه و زندگی، نمونه اشعار، در حدیث دیگران و به روایت تصویر تشکیل شده است.
نکته بارزی که خواننده را در این کتاب تا آخر مسیر نگه می دارد، میان تیترهایی است که کل کتاب را به بخش های کوچک و خواندنی تبدیل کرده است. همچنین تسلط قرایی در هدایت بحث و مواظبت از جواب ها به نحوی که از دایره اصلی خارج نشود از دیگر ویژگی های این کتاب است.
از سناباد شعر در ۲۹۴ صفحه خود، نمونه هایی از اشعار محدثی خراسانی را نیز آورده و همچنین او را در بیان دیگران معرفی کرده و در انتها هم تصاویری رنگی را به خوانندگانش هدیه داده است.

قرایی با سئوالاتی سنجیده و کوتاه و محدثی نیز با جواب هایی فکر شده و قانع کننده باعث می شوند متنی روان و لذتبخش در برابر خواننده قرار گیرد که به غیر از لذت دانایی درباره شعر و شاعری، او را با حاشیه هایی جذاب و مفید از شخصیت های فرهنگی و ادبی کشور آشنا می کند.
پیش از این آثاری چون از مشهد تا ژوهانسبورگ، از حوالی روشن صدا، همسایه صدر و صحت و در جستوجوی مهتاب با محوریت تاریخ شفاهی شعرا و نویسندگان انقلابی از حسین قرایی منتشر  شده و قرار است این حرکت را درباره سایر شخصیت های مهم ادبی کشور ادامه دهد و آنچنان که می دانیم، می خواهد صدای گفتگوهایش را از قفسه خانه اش به روی کاغذهای کتاب بریزد و به زودی چندین عنوان از این مجموعه روانه بازار می شود.

مصطفی محدثی خراسانی درباره یار دیرینش، شهید احمد زارعی در این کتاب می گوید:

ما هر چه که اطراف خودمان در حوزه فرهنگی می دیدیم، متوجه می شدیم یک سر آن به شخصی به نام احمد زارعی وصل می شود. شروع بحث رسانه ای ادبیات انقلاب از احمد زارعی بود. شعر انقلاب در حوزه مطبوعات را از مجله پیام انقلاب آغاز کرد. قبل از اینکه نشریه ها صفحه ای راجع به انقلاب داشته باشند، ایشان جایگاهی را برای شاعران انقلاب مطرح کرد و خیلی ها تلاش می کردند که شعرشان به دست زارعی برسد و در مجله پیام انقلاب چاپ شود.

یا در جایی دیگر درباره رضا امیرخانی می گوید: من به شدت اعتقاد دارم که او شاعر هم هست. من با او یک سفر ۱۰ روزه در ترکمنستان بودم و ارادت بسیار زیادی به جان شفاف این آدم دارم. فرد باسواد و جسور و خلاقی است و یقین دارم که شاعر هم هست.

محدثی خراسانی همچنین درباره ویژه نامه ای که در مجله شعر درباره قیصر امین پور منتشر کرد، تصریح می کند: برای شروع کار خیلی وسواس به خرج دادم تا به این نتیجه رسیدم که ویژه نامه ای برای قیصر امین پور منتشر کنم... قیصر شخصیتی داشت که محور وفاق شاعران انقلاب بود. اما خیلی ها مخالفت کردند. بعضی ها خیال می کردند او دیگر شاعر انقلاب نیست. یکی می گفت: قیصر بیست سال است که مقابل انقلاب ایستاده است!

از سناباد شعر را انتشارات شهید کاظمی منتشر و روانه بازار کتاب کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...