کتاب «فوتبال چگونه جهان را توصیف می‌کند» [How soccer explains the world: an unlikely theory of globalization] نوشته فرانکلین فوئر [Franklin Foer,] با ترجمه وحید نمازی توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شد.

«فوتبال چگونه جهان را توصیف می‌کند» [How soccer explains the world: an unlikely theory of globalization] نوشته فرانکلین فوئر [Franklin Foer,] با ترجمه وحید نمازی

به گزارش مهر، این‌کتاب شصت و پنجمین عنوان از مجموعه «علوم انسانی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند. نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و نگارنده‌اش که یک‌روزنامه‌نگار آمریکایی است، سعی کرده در آن، تبادلات رایج بین فوتبال و اقتصاد جهانی را تجزیه‌ و تحلیل کند.

مطالعه این‌ کتاب به افرادی که چیزی درباره فوتبال یا شخصیت‌های فوتبالی نمی‌دانند و از فوتبال بدشان می‌آید، توصیه شده است. این‌کتاب دربرگیرنده روایتی از تاثیرات متقابل دو پدیده بزرگ قرن بیست و یکم است؛‌ فوتبال و جهانی‌سازی.

مترجم کتاب می‌گوید اگر چند سال پیش به یک طرف‌دار سرسخت باشگاه میلان ایتالیا می‌گفتی قرار است چینی‌ها در اداره باشگاه مورد علاقه‌ات سهمی جزئی داشته باشند، شاید ناسزایی ایتالیایی بارت نمی‌کرد، دست‌کم نگاهی عاقل اندر سفیه میهمانت می‌کرد، اما امروز در سایه موج جدید جهانی‌سازی و سر برآوردن قدرت‌های تازه‌نفس اقتصادی، بخش عمده‌ای از سهام باشگاه‌های اینتر و میلان ایتالیا را غول‌های اقتصادی چینی به کام خود فرو برده‌اند؛ عرب‌های جنوب خلیج‌فارس با درآمدهای هنگفت نفتی‌شان مالک باشگاه‌های منچسترسیتی در انگلیس و پاریس‌سن‌ژرمن در فرانسه شده‌اند و آمریکایی‌هایی که چیزی از فوتبال سرشان نمی‌شود، صاحبان منچستریونایتد و آرسنال در انگلیس هستند.

مطالب کتاب پیش‌رو،‌ به ۳ بخش تقسیم می‌شوند. در بخش اول نویسنده تلاش کرده این‌مساله را شرح دهد که جهانی‌سازی چگونه در فع دشمنی‌های باستانی در رقابت‌های بزرگ فوتبال ناکام بوده است. بخش دوم به نشان‌دادن پیوندهای فوتبال و اقتصاد اختصاص دارد؛‌ مسائلی مثل عواقب مهاجرت، تداوم فساد و ظهور الیگارش‌های قدرتمندی مثل سیلویو برلوسکونی، رئیس‌جمهور سابق ایتالیا و مالک باشگاه آث‌میلان. سومین بخش هم درباره جایگاه عوامل دفاع از فواید ملی‌گرایی سنتی در فوتبال و راه مقابله با قبیله‌گرایی است.

نویسنده متن کتابش را به‌مرور شکل داده و به گفته خودش، کم‌کم خوشبینانه می‌شود. در نهایت هم به این‌نتیجه می‌رسد که نمی‌تواند با جهانی‌سازی دشمنی چندانی داشته باشد. چون جهانی‌سازی، با تمام مشکلات و ایراداتش، فوتبال را به دورترین گوشه‌های جهان و همچنین زندگی او آورده است.

این‌کتاب به‌جز مقدمه مترجم، مقدمه، منابع‌ومآخذ و نام‌نامه، ۹ فصل دارد که عبارت‌اند از:

«فوتبال چگونه بهشت تبهکاران را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه اختلافات مذهبی را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه مساله یهود را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه هولیگان احساساتی را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه بقای کلاه‌سلیندری‌ها را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه کارپات‌های سیاه را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه الیگارش‌های جدید را توصیف می‌کند»، «فوتبال چگونه جذابیت‌ محتاطانه ملی‌گرایی بورژوایی را توصیف می‌کند» و «فوتبال چگونه جنگ‌های فرهنگی امریکایی را توصیف می‌کند».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

آن‌ها نزدیک به دو سال است که در این‌مجتمع زندگی می‌کنند. دخترشان هم این‌جا به دنیا آمده است. «ببین همه این‌جا من رو می‌شناسند. هیچ مشکلی نداریم. مردم خیلی دوستم دارند.» ادوارد سریع و با آهنگی یکنواخت حرف می‌زند. وقتی از مهربانی همسایه‌هایش سخن می‌گوید، به زمین نگاه می‌کند و پوزخند می‌زند. در حالی که آرام‌آرام به سوی خانه‌اش می‌رویم، به نشانه‌هایی اشاره می‌کند. «این‌جا با بچه‌ها توپ‌بازی می‌کنم... این بانکه. ببین، بانک». حروف را از سیریلیک ترجمه می‌کند؛ کلمه بانک یکی از معدود کلماتی است که می‌گوید توانسته است املای اوکراینیش را رمزگشایی کند.

ساختمان‌هایی که کمونیست‌ها بنا کرده بودند، دوام نیافته‌اند و زمامدارانِ پس از آن‌ها هم پول یا تمایلی برای مرمت آن بناها نداشتند. خیابان‌ها و پیاده‌روها چیزی بین سنگ‌فرش و آسفالت است. اکثر شیشه‌های نمای خارجی ساختمان‌ها شکسته است. سفالِ روی بام‌ها و کناره‌های راه‌ها را دوده پوشانده و پیراهن، کیف و جوراب همچون تزیینات به شاخه‌های درختان آویزان است.

این‌کتاب با ۲۲۴ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...
کارمند جوانی است که خود را به این شهر منتقل کرده است تا سر و صورتی به زندگی ضایع‌اش بدهد... با رفیقه‌­ی خود، به سفر می‌رود. اما به جای آنکه در صراط مستقیم بیفتد، تمام روز را در خلوت به غذا خوردن و می­ زدن و ورق­ بازی و نقل داستان‌هایی بی سر و ته می­‌گذراند... زیست شناس آلمانی عقیده دارد که او به حکم قانون تنازع بقا از میان خواهد رفت. ...