کتاب «تفسیر سوره تغابن» از سوی انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شد.

جلسات تفسیر سوره‌ تغابن در دفتر رییس جمهور

به گزارش خبرگزاری فارس،‌ کتاب «تفسیر سوره تغابن» متن ویراسته‌ جلسات تفسیر سوره‌ تغابن آیت‌الله خامنه‌ای است که در دوران ریاست جمهوری در جمع پاسداران و اعضای دفتر ریاست جمهوری برگزار شده و تمامی ۱۸ آیه این سوره در ۱۰ جلسه از تاریخ ۷ مهر ۱۳۶۲ تا ۲۸ بهمن ۱۳۶۲ مورد بحث قرار گرفته است.

ایشان درباره‌ی علّت انتخاب این سوره و دیگر سوره‌های جزء 28 و 29 که متن شرح آن به زودی منتشر می‌شود، می‌فرمایند: «علّت اینکه اینجا را انتخاب کردیم این است که سوره‏‌هاى جزء بیست‏‌وهفتم و بیست‏‌وهشتم و این حدود، غالباً سوره‏‌هاى مدنى و از سوره‏‌هایى است که در مدینه‏‌ طیّبه بر پیغمبر اکرم نازل شده و مربوط است به بعد از تشکیل حکومت اسلامى، یعنى مثل وضع کنونى ما.

نوع مطالب و مسائلى که بعد از تشکیل حکومت براى یک جامعه لازم است با نوع مطالب و مسائلى که [مربوط به] حین مبارزه‌‏ مردم براى تشکیل حکومت اسلامى است فرق می‌کند؛ کمااینکه شما در جامعه‏‌ خودمان هم این را مشاهده می‌کنید. امروز شما یک مسائلى دارید که این مسائل قبل از بهمن 57 براى شما وجود نداشت، مطرح نبود؛ آن روز مسائلى داشتید که امروز براى شما مطرح نیست. مثلاً مسئله‏‌ منافقین و مسئله‏‌ نفاق، مسئله‏‌ عدالت اجتماعى، مسئله‏‌ حکومت، مسئله‏‌ جهاد در جبهه‏‌هاى جنگ و ده‏‌ها مسئله از این قبیل، مسائل عمده‏‌ بعد از تشکیل حکومت است و این مسائل همان مسائلى است که در آیات مدنى بیشتر به آنها پرداخته شده.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...