کتاب آموزه‌های فاطمی اثر جدید حجت‌الاسلام ناصر رفیعی روانه بازار کتاب شد.

به گزارش تسنیم، اثر جدید دکتر حجت‌الاسلام ناصر رفیعی استاد حوزه علمیه در آستانه فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه منتشر شد.

در نگارش این کتاب تلاش شده با تبیین مناقب و کرامات حضرت زهراء(س)، اصول حاکم بر سیره فاطمی و بررسی برخی آموزه‌های تفسیری خطبه فدکیه، مخطبان و محبان اهل‌بیت(ع) الگویی عملی و قابل دسترس را به نظاره بنشینند؛ الگویی که در اوج کمالات و فضائل بسان نوری درخشان، شیعیان و کمال جویان را به سوی نیکی‌ها و فضائل فرا می‌خواند تا در پرتو عمل به وظایف خویش به قرب معنوی و کمالات انسانی و الهی نائل شوند.

این کتاب شامل متن منبرهای حجت‌الاسلام ناصر رفیعی، تلخیص محتوای منبرها در حواشی کتاب و انتهای هر جلسه، فیش روضه، مقدمه روضه، پرورش، اوج مرثیه و فرود، معرفی و توضیح 149 واژه از اعلام و اماکن در انتهای کتاب و متن خطبه فدکیه حضرت زهراء (س) همراه با ترجمه و شرح لغات.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...