کتاب «رنگ در عکاسی» نوشته هارالد مانته با ترجمه پیروز سیار توسط انتشارات سروش به چاپ یازدهم رسید.

به گزارش مهر، این‌کتاب جلد دوم و مکمل کتاب «ترکیب‌بندی در عکاسی» است که در کنار هم مجموعه‌ای را برای شناخت‌ پایه‌ای هنر عکاسی تشکیل می‌دهند. هارالد مانته که یکی از پیروان مکتب باوهاوس است در دو کتاب مذکور، کوشیده نظریه‌های چند تن از استادان هنرسرای مذکور را درباره هنر نقاشی بر هنر عکاسی انطباق دهد. او قوانین ترکیب رنگ‌ها را تشریح می‌کند و با عکس‌هایی که فراهم آورده مثال‌هایی در اختیار علاقه‌مندان هنر عکاسی می‌گذارد.

در «رنگ در عکاسی»، عکس رنگی برابر عکس سیاه‌وسفید، ابزار کاملاً تازه‌ای است که شایسته است به‌صورت نویی نیز به کار گرفته شود. از نظر این‌مولف،‌ با عکاسی رنگی از اشیائی که برابر دوربین قرار می‌گیرند، فقط بازتابی رنگی صورت نمی‌گیرد. بازی رنگ‌ها در قاب عکس موضوع زیبایی‌شناختی پیچیده‌ای است که اشراف بر آن نیازمند آموزش جدی و تجربه طولانی است.

در این کتاب خواننده نسبت به جنبه‌های مختلف «نظریه رنگ‌ها»، که به‌طور عمده از یوهانس ایتن و کتاب هنر رنگ او الهام گرفته، شناخت پیدا می‌کند و با تأثیرات روانی رنگ‌ها، وکیفیت و گونه‌های مختلف توافق و تضاد رنگ‌ها آشنا می‌شود.

چاپ یازدهم این‌کتاب با ۱۰۷ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...