پیتر برادشاو منتقد گاردین 10 کتاب برتر درمورد اسکار را معرفی کرد.

به گزارش خبرآنلاین، برادشاو در آغاز مطلب خود نوشته است: «از طرفی به دلیل نزدیکی جنون مراسم اسکار و از طرفی چون مثل همه دانشجویان دکترا عاشق فهرست‌های خوب معرفی کتاب هستم و از طرف دیگر از روی سرخوشی فهرستی از بهترین کتاب‌های درمورد اسکار را معرفی می‌کنم.

این فهرست نتیجه گشت‌و‌گذار در کتابخانه بریتانیا و همچنین کتابخانه زیبا و معتبر «موزه سینما» در کنینگتن در جنوب لندن است.


80 سال اسکار: تاریخ رسمی آکادمی اسکار نوشته رابرت آزبرن
کتابی قطور و جذاب. سرشار از جدول و عکس‌های مختلف. کتابی بسیار دقیق و معتبر.(2009)

درون اسکار: تاریخ غیررسمی آکادمی اسکار نوشته میسن ویلی و دمین بونا 

کتاب «غیررسمی» اما مملو از اطلاعات دقیق درمورد «تجارت و پیشه» اسکار است. کتابی پر حجم و سرشار از فهرست‌های مختلف که بعدا در کتاب «80 سال اسکار» به روز شدند. کتاب همچنین شامل سخنان جذاب مهمانان مراسم هر سال است.(1977)
 
عزیزکرده‌های اسکار: شش دهه با رسوایی، سیاست و حرص پشت مراسم اسکار هالیوود 1927 تا 1986نوشته پیتر اچ براون و جیم پینکستن

یکی از معدود کتاب‌هایی که نگاهی تلخ به اسکار دارد و آن را «بی‌معنی و مسخره» توصیف می‌کند. کتاب شامل یک فصل بسیار جالب درمورد تاریخ عجیب و غریب مراسم است و اسکار نگرفتن «همشهری کین» را تشریح می‌کند.(1987)

اسکار: تاریخ پنهانی آکادمی جوایز هالیوود نوشته آنتونی هولدن

کتابی خواندنی، حرفه‌ای از هولدن که نتیجه تحقیقات بسیار است، هرچند راز خاصی در این کتاب فاش نمی‌شود! یک فصل جالب کتاب درمورد تلاش برای بازیگر ساختن از مارک اسپیتز، شناگر برنده المپیک است.(1993)

همه چیز درمورد اسکار: تاریخ و سیاست آکادمی جوایز نوشته امانوئل لوی

کتابی با رویکرد تحلیلی جذاب. یک فصل بسیار خواندنی کتاب درمورد گرایش‌های جوایز اسکار در رشته بهترین بازیگر زن و مرد و مکمل است. مثلا اسکار بازیگران نقش‌های معلولان را می‌پسندد.
(2003)

جایی که حقیقت نهفته: رمانی درباب شکوه و قتل در هالیوود نوشته هلن هایز (با کمک توماس چستین)
هلن هیز دوبار در رشته بهترین بازیگر (یک بار نقش اول یک بار مکمل) برنده اسکار شد. او در این کتاب داستانی جنایی را در بستر مراسم اسکار روایت می‌کند. چستین از چهره‌های سرشناس ادبیات جنایی است.(1988)
 

فصل اسکار نوشته مری مک‌نامارا
رمان تحت تاثیر آگاتا کریستی نوشته شده و جذاب‌تر از کتاب هلن هیز است. داستان زنی که شوهرش (نامزد جایزه اسکار) به قتل می‌رسد.(2009)

نمایش بزرگ: دوران اوج و زدوبندهای کثیف پشت صحنه در مراسم اسکار نوشته استیو پاند

کتابی سرشار از شایعه، فصلی از کتاب درمورد اسکار بدنام سال 1989 بسیار خواندنی است.    (2004)

نظرم را تغییر دادم: مقالات نامنظم نوشته زیدی اسمیت

کتاب شامل مقاله «10 نکته درمورد به آخرهفته با اسکار» است که بهترین مقاله درمورد مراسم است، مقاله‌ای طنز، گیرا و پرشور.(2009)

خون روی فرش قرمز نوشته انی پرلو

هرچند این مقاله به‌صورت کتاب چاپ نشده اما می‌شود نسخه‌ای از آن را آنلاین خواند. شرح وقایع اسکار سال 2006 از دید پرلو که که فیلم اسکاری «کوهستان بروکبک» براساس داستانی از او ساخته شده بود.(2006)
 

گاردین 

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...