رمان دایره‌ها به قلم حمید نورشمسی از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شد.

به گزارش مهر، ناشر این اثر در معرفی آن آورده است: «دایره‌ها» یک داستان بلند اجتماعی است. داستان جزئی کوچک از جامعه‌ای که سرخوردگی و ناکامی جزئی دائمی از سرگذشتش شده است. داستان جوانانی که در لحظاتی که حس می‌کنند در حال دست پیدا کردن به مطلوب خود هستند، آن را دورتر از همیشه از خود دیده‌اند و دست نیافتنی‌تر.

نخستین داستان بلند حمید نورشمسی روایتی است از زندگی چهار نفر که بهانه‌های کوچکی آن را به هم پیوند می‌زند و در زمانی که این بهانه‌های کوچک برای آنها در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین و زیباترین دلیل برای زندگی است، تقدیر و روزگار و شاید جوهره آن افراد که ساخته و پرداخته بطن اجتماعی است که آنها را در خود پرورانده است آن را از آنها می‌گیرد و دور می‌کند.

«دایره‌ها» در متن خود سعی کرده از زاویه دید پنج انسان و با چهار روایت یک داستان را بازگو کند. راوی این داستان‌ها با چنین تمهیداتی یک دختر، دو پسر و دو پدر هستند که زندگی هر کدام از آنها همانند یک دایره در مدار خود در حال تکرار است و این دایره‌ها در جایی با همدیگر نقطه اشتراکی ندارند جز اینکه زمانی مدار حرکت آنها در جایی با همدیگر تلاقی کند و این تلاقی بی‌شک به معنای آن نخواهد بود که مسیر آنها از آن پس تغییر می‌کند.

«دایره‌ها» در شیوه روایت خود سعی کرده تا جای مقدور از روایتی ساده و شاعرانه بهره ببرد و حس هر لحظه راویان را در زمان رخداد اتفاقات خاص برای آنها بدون اغراق و غلو و تنها با مدد از سادگی کلمات و عبارات برای توصیف به خدمت آنها درآورد.

کتاب نیستان رمان «دایره‌ها» را در ۱۴۸ صفحه و با قیمت ۲۲,۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...