اصول زیست‌شناسی (Principles of Biology). رساله فلسفی در دو جلد، اثر هربرت اسپنسر (1820-1903)، دومین رساله از آثار بزرگ او درباره تکامل (اصول نخستین، اصول روان‌شناسی ، اصول  جامعه‌‌شناسی و اصول اخلاق).

"اصول زیست‌شناسی" در 1864-1867 انتشار یافت. نویسنده در این رساله نشان می‌دهد که چگونه زندگی نتیجه سازگاری دائمی روابط درونی و بیرونی است. تغییرات نجومی، زمین‌شناختی و کائنات جو که پیوسته روی می‌دهد منشأ تغییراتی است که موجودات زنده به نوبه خود دائم در معرض آن‌اند. بر این تغییرات قوای ارگانیک نیز افزوده می‌شود که در نتیجه گیاهان و جانوران خود را محاط در شبکه پیچیده‌ای از روابط متقابل می‌یابند، به قسمی که تغییر یک نوع، تغییر شرایط زندگی همه انواع دیگر را در پی دارد.

بدیهی است که موجودات عوامل درونی خود را با این عوامل بیرونی،‌ اعم از غیرارگانیک و ارگانیک، سازگار می‌کنند. ماده ارگانیک اگر قادر نباشد که با دگرگونی‌های درونی خود از تغییرات بیرونی پیروی کند، نابود می‌شود. ولی در حقیقت هرگونه تغییری در شرایط بیرونی، با از بین بردن تعادل درونی موجودات زنده، آنها را وادار می‌کند که ساخت جدیدی به خود بدهند و موجودات زنده بیش از پیش قابلیت واکنش در برابر تغییر محیط پیدا می‌کنند. بعضی با تکیه بر این اثر، اسپنسر را شاگرد ساده داروین دانسته‌اند، ولی باید گفت که اگر نظریات داروین خَلَثی در فلسفه اسپنسر را پر کرده است، نباید فراموش کرد که اسپنسر هفت سال پیش از انتشار اصل انواع داروین، با مقاله خود به نام «فرضیه تکامل» پایه‌های آن را ریخته بود. اسپنسر از راهی غیرمستقیم به این اعتقاد رسید که نظریه تکاملی درست است، یعنی از این راه که نمی‌توان فرضیه مخالف آن را پذیرفت. او قبل از داروین بر این عقیده بود که همه اشکال زنده کنونی ثمره تکاملی طبیعی است که از دیگر ساختارهای زنده ساده‌تری حاصل شده است.

اسماعیل سعادت. فرهنگ آثار. سروش

هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
رمانی برای کودکان و نوجوانان که در 1865 منتشر شد... داستان یک رؤیاست... ناگهان از طریق یک تونل به محل ناشناخته‌ای پرتاب می‌شود و از اینجا اتفاقات عجیب و غریب بعدی شروع می‌شود... جلدها تنوع حیرت انگیزی دارند. طراحی‌ها اگرچه به ماجراها و شخصیت‌های عجیب و غریب کتاب پایبندند ولی خلاقیت در فرم، خلاقیت در رنگ و خلاقیت در شخصیت پردازی، نتایج شگفت انگیزی رقم زده است. ...