البلدان. یکی از کهن‌ترین آثار جغرافیایی دوره اسلامی نوشته احمد بن ابی یعقوب معروف به ابن واضح یعقوبی (به اقرب احتمال وفات 284) مورخ و جغرافی‌دان عصر اول عباسی و صاحب آثار متعدد در تاریخ اسلام و جغرافیایی سرزمین‌های اسلامی.

در فهرست آثار ابن واضح که نویسندگان متقدم آورده‌اند از کتاب "المسالک و الممالک" نیز یاد شده است. برخی از محققان این کتاب را همان البلدان و بعضی از آن را کتابی مستقل از آن دانسته‌اند. از آنجا که ابن واضح کتاب البلدان را "مختصر اخبار البلدان" خوانده و یاقوت از آن به نام "اسماء البلدان" یاد کرده نه المسالک و الممالک. و نیز در آغاز ملحقات البلدان درباره مساجد بصره به المسالک و الممالک از ابن واضح استناد شده چنین می‌نماید که این عنوان کتابی مستقل از البلدان بوده است. هر چند به طور کلی بر بسیاری از کتب جغرافیایی اطلاق می‌شده است.

کتاب با دیباچه‌ای آغاز می‌شود که ابن واضح در آن از سفرهای دراز خود از اوان جوانی و چگونگی گردآوری اطلاعات جغرافیایی درباره شهرها و سرزمین‌ها؛ همچون حدود و جمعیت و ترکیب آن‌ها، وضع اقلیمی، کشاورزی، ادیان و مذاهب، پوشش مردم، مقدار خراج و فتح آن‌ها به دست مسلمانان یاد کرده است. وی تصریح کرده که همه جا از اشخاص متعدد درباره سرزمین‌های‌شان تحقیق و این اخبار را با پرسش از دیگران تأیید و تکمیل کرده و مقید بوده است این اطلاعات را از کسانی گردآورد که به وثاقت مشهور بوده‌اند. اما تذکر داده که چون قصد گزارش همه اطلاعات را نداشته چه بسا که درباره سرزمینی به اجمال گراییده است.

با توجه به شیوه فصل‌بندی کتاب و مندرجات آن، باید گفت ابن واضح طرفدار مکتب جغرافیون ایرانی بوده است. زیرا مکه را مرکز جهان ندانسته بلکه از بغداد آغاز کرده و تنها به ممالک اسلامی نیز بسنده نکرده است. وی بغداد را مرکز عراق و عراق را دل ایرانشهر و ایرانشهر را مرکز کره زمین دانسته است. با این گرایش ابن واضح، عراق را در وسعت و آبادانی و ارزانی و فراوانی و پرآبی و تنوع کالاها و گونه گونی اقوام ساکن در آن در همه جهان بی نظیر خوانده است. وی نخست درباره اقلیم چهارم که بغداد در آن واقع شده، وضع طبیعی شهر، علت بنای آن به فرمان منصور سخن رانده و سپس به توصیف دقیق دژها و بارو و دروازه‌ها و خندق و کاخ و مساجد و جوامع و نهرها و بازارها و میادین و محلات آن پرداخته و مهندسان و طراحان هر یک از این کوی‌ها و دیگر ابنیه نظامی و کشوری آن را نام برده است.

در واقع این بخش از کتاب با توجه به قدمت آن حاوی یکی از دقیق‌ترین و مهم‌ترین گزارش‌های توصیفی درباره بغداد به شمار می‌رود. ابن واضح در این بخش به خانواده‌های مشهوری اشاره کرده است که نخستین بار املاکی در بغداد به دست آورده و در آن سکونت جستند و آن املاک و گذرها و کوی‌ها به نام آن‌ها مشهور شد. بخش بعد به توصیف "سرّ من رأی" (سامرا) اختصاص یافته که دومین پایتخت عباسیان بوده است.

مؤلف در اینجا نخست به انگیزه معتصم در بنای این شهر و دور ساختن غلامان و سربازان ترک از بغداد که مردم را آزار می‌دادند و سپس به توصیف طرح شهر و جمعیت و مساجد و جوامع و کوی‌ها و شوارع منسوب به هر خاندان و تیره‌ای پرداخته است. پس از آن متن اصلی کتاب آغاز می‌شود. ابن واضح در آغاز سرزمین‌ها را بر حسب جهات چهارگانه تقسیم و به ترتیب آن ها را توصیف کرده است. بخش اول شامل سرزمین‌های شرقی یعنی شهرهایی است که در سمت شرق بغداد واقع‌اند. همچون نهروان و حلوان تا آذربایجان و قزوین و ری و اصفهان و نواحی شمال ایران و خراسان. فصول مربوط به خراسان مفصل‌تر است. خراسان بزرگ در آن روزگار شامل شهرهای مهم ختل و خوارزم و بارا و سغد و سمرقند و فرغانه و تاشکند و چاچ نیز بوده و ابن واضح تبت و ترکستان را نیز در آغاز بحث جزو خراسان شمرده ولی در متن کتاب فقط پنج طایفه از طوایف بزرگ ترک را نام برده است. بخش دوم با عنوان قبله شامل سرزمین‌های جنوبی از کوفه تا حجاز و از حجاز تا یمن سواحل شبه جزیره عربی و قبایل عرب آنجاست.

نویسنده در این بخش از بنای شهرهایی چون کوفه یاد کرده و به توصیف مکه و مدینه خاصه خانه کعبه پرداخته است. بخش سوم با عنوان غربی شامل سرزمین‌های شمال آفریقا چون برقه و فزان و طرابلس تا قیروان و اندلس که پرحجم‌ترین بخش کتاب است. اطلاعات البلدان درباره شهرهای مغرب و قبایل بربر و سلسله‌های حکومتی آنجا و علویان مغرب به ویژه ادریسیان _ که واضح نیای یعقوبی جان خود را بر سر حمایت از سرسلسله آنان از دست داد _ فتوح اسپانیا و اعراب آن سرزمین از اهمیت خاصی برخوردار است. ابن واضح در هر یک از این بخش‌ها فاتحان و خراج و والیان شهرها را از آغاز تا روزگار خود و گوشه‌هایی از جغرافیای تاریخی راه‌های وصول به شهرها، ترکیب جمعیتی و برخی از خصایص طبیعی و اقلیمی آن‌ها را بیان کرده است.

ملحقات کتاب نیز شامل اطلاعاتی درباره جغرافیای انسانی و طبیعی شهرهایی است که در متن کتاب به آنها اشاره نشده است. ابن واضح در این بخش از رودها و نهرها، بعضی گیاهان خوشبو، عطرها، کانیها و بعضی خصوصیات که مایه شهرت شهرهاست یاد کرده است. کتاب با مرثیه‌ای سروده ابن واضح درباره شکوه و جلال از دست رفته طولونیان مصر و سپس ابیاتی از همو در توصیف سمرقند پایان یافته است. متن موجود کتاب کامل نیست و آنچه اکنون در دست است فاقد بخش‌های مربوط به بصره، عربستان مرکزی، بیزانس، ارمنستان و هند و چین است. نخستین بار دخویه بخش مربوط به مغرب را (لیدن 1860) منتشر کرد. همو تمام کتاب را در مجموعه جغرافیایی اسلامی (لیدن 1891) به چاپ رساند. ترجمه فرانسوی آن نیز به قلم "گاستون ویت" در 1927 منتشر شد. ترجمه فارسی آن نیز به قلم محمدابراهیم آیتی (تهران1342) به چاپ رسید.

صادق سجادی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...
جوان، کتاب دارد و پیرمرد چاقو. سکویی نیز در بین طبقات حرکت می‌کند... ساختمان، در کل ۳۳۳ طبقه دارد، بنابراین ۶۶۶ نفر در این جهنم شیطانی هستند... غذاها پس‌مانده‌ طبقات بالاتر است... عدالتی در کار نیست و پیرمرد نیز هم‌طبقه‌‌ای‌های خودش را خورده است... دوگانه نمادین دن‌کیشوت و سانچو پانزا شکل می‌گیرد... افراد می‌توانند به یکدیگر کمک کنند، اما شاهد «جنگ همه، علیه همه» هستیم... جهانی شیطانی، تاریک، ناامید و پوچ. ...