«جشن‌نامه سیروس شمیسا» توسط انتشارات کتاب سده منتشر شد.

به گزارش مهر، «جشن‌نامه دکتر سیروس شمیسا» به کوشش یاسر دالوند تهیه شده است و شامل آثار و مقالاتی از: ژاله آموزگار، نصرالله پورجوادی، کاووس حسن‌لی، سعید حمیدیان، بهاء‌الدین خرمشاهی، تورج دریایی، توفیق سبحانی، قدمعلی سرامی، علی‌اشرف صادقی، کورش صفوی، میرجلال‌الدین کزازی، محمدجعفر یاحقی، شمس لنگرودی و... درباره زندگی و آثار سیروس شمیسا است.

این کتاب در حجم ۱۰۸۴ صفحه و با قیمت ۱۹۸۰۰۰ تومان منتشر شده است.

سیروس شَمیسا متولد ۱۳۲۷ رشت، استاد دانشگاه و چهره‌ ماندگارادبیات فارسی است. از وی تاکنون بیش از 40 عنوان کتاب در حوزه ادبیات و از جمله چند رمان منتشر شده است. یکی از مشهورترین آثار شمیسا، کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» است که مناقشات بسیاری را بر انگیخت. این کتاب که در سال ۱۳۸۱ به چاپ رسیده بود، پس از مدتی ممنوع و از بازار جمع‌آوری شد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...