نخستین جلد از مجموعه «زندگی من و نگاهی به تاریخ معاصر ایران و جهان»، خاطرات عبدالحسین مسعود انصاری منتشر شد.

به گزارش ایسنا،  این کتاب مشتمل بر خاطرات عبدالحسین مسعود انصاری - پدر نوش‌آفرین انصاری - است که در شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان منتشر و در مراسم «بزرگداشت قلب مهربان شورای کتاب کودک، نوش‌آفرین انصاری» رونمایی شده است.

در پیش‌گفتار کتاب به قلم نوش‌آفرین انصاری، به انگیزه‌های مرحوم عبدالحسین مسعود انصاری در تحریر خاطرات و همچنین تاریخچه‌ای از نشرهای پیشین این اثر پرداخته شده است. خاطرات مرحوم انصاری پیش‌تر در اواخر دهه ۴۰ و سال‌های ابتدایی دهه ۵۰ به صورت مجموعه کامل منتشر شده‌ و خلاصه‌ای از آن نیز در یک جلد در سال ۱۳۷۴ منتشر شده است.

جلد نخست این مجموعه شش‌جلدی به خاطرات مرحوم عبدالحسین مسعود انصاری از ایام کودکی و شباب اختصاص دارد که رخداد های تاریخی در ظرف زمانی سال‌های ۱۲۷۵ تا ۱۲۹۸ شمسی را دربر می‌گیرد. این خاطرات بی‌هیچ تغییری در زبان و بیان نویسنده منتشر شده‌اند.

عبدالحسین مسعود انصاری (۱۲۷۵-۱۳۶۳) فرزند علی‌قلی انصاری (مشاورالممالک) از تحصیل‌کرده‌های مدرسه دارالفنون و دانش‌آموخته رشته‌های سیاسی و اقتصادی بود که از سال ۱۲۹۶ در وزارت امور خارجه اشتغال داشت و در سال ۱۳۴۲ بازنشسته شد و تحریر خاطرات خود را آغاز کرد.

 

ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...
پدر و پسر با انگلیسی‌ها دست در یك كاسه داشته‌اند!... مجبورند چاقوی كندی را كه می‌خواهند با آن سر میرزا را ببرند، تیز كنند... یا یكی مثل صادق‌ ریش كه ادعای مبارزه دارد چگونه در دود و دم و آب‌شنگولی غرق است؟ ... شاید پروین دوستم ندارد و تمام آن سه ‌سال خودم را گول زدم و با خیالش خوش بودم... پیرمرد نگران پسر چریك است، اما پسر به این نگرانی وقعی نمی‌گذارد و راه خودش را می‌رود. ...
همه چیز به جز تخت و میز تحریرم باید می‌رفت. اولین بار که دوستی برای ملاقاتم آمد و دید چیزی جز یک میز بزرگ و تختی کوچک در خانه نیست، به شوخی گفت: چرا برای اتاق خوابت متصدی پذیرش گذاشتی؟ ... تصمیم گرفتم این کتاب جدید را پشت دستم، روی دستمال توالت یا دستمال سفره بنویسم... قبل از آن‌که خانه را به مبلغ ۹۰ هزار دلار بفروشم، سه رمان دیگر پشت آن میز نوشتم ...