همزمان با ایام فاطمیه، چاپ دوم «به کوتاهی آه، به بلندای ماه»، نوشته سید علی موسوی گرمارودی به بازار کتاب رسید.

به گزارش مهر، این کتاب اثری تحقیقی از زندگینامه خاتون کبریا، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهاست که با توجه به استقبال گسترده مردم برای بار دوم منتشر شد.

علاوه بر متن اصلی، مباحثی تاریخی در آغاز کتاب و چند «پی‌نگاشت» با قلمی  پژوهشی و 9 داستان‌واره در توضیح کامل‌تر مطالب مورد نظر در پایان کتاب گنجانده شده است. از جمله نکات قابل توجه درباره این اثر، استفاده مؤلف از منابع و مآخذ تاریخی متعدد است. نکته‌ای که در مقایسه با دیگر کتاب‌های منتشر شده از زندگی این بانوی گرانقدر، به اعتبار «به کوتاهی آه، به بلندای ماه» در نزد دیگر محققان و علاقه‌مندان می‌انجامد.

چاپ دوم «به کوتاهی آه، به بلندای ماه»، زندگی خاتون کبریا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نوشته دکتر سید علی موسوی گرمارودی در 248 صفحه، با بهای 9500 تومان در دسترس علاقه‌مندان و محققان قرار گرفته است.

علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب علاوه بر مراجعه به سراسر کتاب‌فروشی‌های معتبر سطح کشور، می‌توانند به نشانی اینترنتی www.ghadyani.org  نیز مراجعه نمایند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...