انتشارات بین‌المللی اسراء کتاب «قرآن میزان شناخت قرآن» نوشته آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی را در 280 صفحه، منتشر کرد.

به گزارش ایکنا، کتاب «قرآن میزان شناخت قرآن» از آثار حضرت آیت الله جوادی آملی  است که در سه فصل اصلی با عناوین «شناخت‌نامه قرآن در قرآن»، «اوصاف عام و ویژگی‌های خاص قرآن در قرآن»، «رسالت‌های قرآن در حوزه هدایتگری» چاپ شده است.

در این کتاب  به وحیانیت قرآن، مفهوم لغوی وحی، معنای قرآنی وحی، اقسام وحی الهی اوصاف عام قرآن، ویژگی‌های خاص قرآن، شکوفایی و رشد عقل و اعتلا و ارتقای فرهنگی اشاره شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «کلام الهی، بهترین سخن‌ها و رهنمود آن نیز محکم‌ترین رهنمود‌هاست، از این رو خدای سبحان فرمود: قرآن، انسان را به استوارترین آئین، هدایت می‌کند: إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ؛ قران کریم نه تنها اعوجاجی ندارد، بلکه هرگز انحراف پذیر نبوده وهرگونه کجی و ناراستی از حریم او به دور است، پس اگر انسان از این بهترین سخن پیروی کند، حکیمی فرزانه می‌شود و از هدایت تکوینی مخصوص(هدایت پاداشی) سهمی می‌برد که ثمره آن، پیمودن سلامت و رسیدن به مقصد است که از گزند اندوه وهراس وآسیب بیرون مصون است.»

علاقه‌مندان می‌توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و خرید آنلاین این کتاب به سایت www.nashresra.ir مراجعه کنند و یا در صورت نیاز با شماره 02537765356 دفتر مرکزی نشر اسراء تماس بگیرند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...