کتاب «هایدگر متأخر» [Routledge philosophy guidebook to the later Heidegger] نوشته جرج پتیسون [George Pattison] با ترجمه محمدمهدی میثمی از سوی نشر ثالث منتشر شد.

هایدگر متأخر» [Routledge philosophy guidebook to the later Heidegger] نوشته جرج پتیسون [George Pattison]

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی این کتاب در سال 2000 منتشر شده و به گفته ناشر خواندن آن برای همه دانشجویانی که برای نخستین بار با آثار متاخر این فیلسوف بزرگ آلمانی مواجه می شوند ضروری است.

مارتین هایدگر (زاده ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۹ - درگذشته ۲۶ مه ۱۹۷۶) یکی از معروفترین فیلسوفان قرن بیستم بود. او با شیوه‌ای نوین به تأمل درباره‌ی وجود پرداخت. فلسفه او بر دیدگاه‌های بسیاری از فلاسفه بعد از او اثر گذاشت.  نوشته‌های او به طور بدنامی دشوار، و نیازمند مطالعه‌ی دقیقند.

کتاب هایدگر متاخر شامل بخش های زیر است:

زندگی هایدگر و پیش‌زمینه‌ی آثار متأخرش، بررسی آرا و متون برخی از تأثیرگذارترین آثار متأخر او،  تداوم اهمیت هایدگر در فلسفه و تفکر معاصر، «راهنمایی بسیار آموزنده و درگیرکننده از طریق آثار هایدگر متأخر، به شیوه‌ای رسا و در دسترس». به قلم کیث آنسل پیرسون، دانشگاه وارویک، «دورنمایی زنده، روشن و درگیرکننده از ایده‌های کلیدی در آثار هایدگر متأخر». به قلم شارل گینیون، دانشگاه ورمونت

«هایدگر متاخر» نوشته جرج پتیسون در 294 صفحه و با قیمت 58هزار تومان در قطع رقعی با جلد شومیز در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به آثار این فیلسوف آلمانی است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...