انتشارات ساویز دومین مجموعه‌ی «30 قصه‌ی شاهنامه» را برای نوجوانان منتشر می‌کند.

ایبنا: مدیر انتشارات «ساویز» گفت: «از «مجموعه‌ی 30 قصه» این انتشارات، تا به حال 3 مجموعه‌ی آن به نام‌های «30قصه برای 30 شب فروردین»، «30 قصه‌ی بابا‌بزرگ مش‌باقر» و «اولین 30 قصه‌ی شاهنامه» به چاپ رسیده‌است و اکنون «دومین 30 قصه‌ی شاهنامه» را در دست چاپ دارم.»

بتول سعیدی درباره‌ی این اثر گفت: «در بازنویسی این داستان‌ها سعی کرده‌ام که کم‌تر در متن اصلی دخل و تصرف کنم و آن‌ها را به صورت قصه‌ای روان برای نوجوانان به رشته‌ی تحریر دربیاورم.»
ناشر این مجموعه «انتشارات ساویز» خواهد بود.

«حسنی تراکتور خریده» و «حسنی شاعر شده» از دیگر آثار این نویسنده است که به‌زودی توسط نشر «هیربد» برای کودکان منتشر خواهند شد.

«بتول سعیدی» متولد 1321 است و به مدت 26 سال در آموزش‌ و ‌پرورش به عنوان دبیر و مشاور فعالیت داشته و حدود 10 سال است که نوشتن برای کودکان و نوجوانان را شروع کرده است. از آثار وی می‌توان به «نابغه‌ی طوس»، «پزشکی از ری»، «نابغه‌ی نیشابور» و «کشورم ایران» اشاره کرد.

آخرین اثر چاپ شده از این نویسنده، «فصل‌ها و چند حشره‌ی مفید» نام دارد که شامل شعر‌های آموزشی برای کودکان است و انتشارات ساویز آن را به بازار عرضه کرده است.

انتشارات ساویز، دو کتاب برای کودکان نیز در در‌ست چاپ دارد. «شعر میوه‌ها» و «سفر در جنگل» به قلم «سمیه کشاورز» عناوین این دو کتاب هستند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...