کتاب «مولیر در ایران» و «اقتباس از شاهنامه» توسط غلامحسین دولت‌آبادی و فرزام حقیقی تدوین می‌شود.

دولت‌آبادی به ایبنا‌،‌ گفت: در کتاب «مولیر در ایران» که در مرحله حروف‌چینی است تمام اقتباس‌هایی که از آثار مولیر تا سال 1330 انجام شده ارایه خواهد شد.

وی این کتاب را سند تاریخی دانست و افزود: هرگونه ترجمه و اقتباس هنرمندان از نوشته‌های مولیر در این کتاب که برخی از منابع آن از کتابخانه‌های شخصی و یکسری از آنها خریداری شده ارایه می‌شود.

کتاب «مولیر در ایران» با همکاری غلامحسین دولت‌آبادی و فرزام حقیقی جمع‌آوری شده و از سوی انتشارات افراز منتشر خواهد شد.

دولت‌آبادی ادامه داد: کتاب «اقتباس از شاهنامه» که از اوایل دوره مشروطه تا سال 1330 را در برمی‌گیرد اثر دیگری است که در مرحله  جمع‌آوری منابع است.

به گفته وی، این کتاب چشم اندازی از تئاتر اقتباسی ایران را نشان می‌دهد. این کتاب نیز با همکاری فرزام حقیقی از سوی انتشارات افراز منتشر خواهد شد.

دولت‌آبادی، نویسنده و پژوهشگر، چند اثر تالیفی و ترجمه در دست دارد. «حسن ره‌آرود» در مجموعه تئاتر ایران در گذر زمان، کتاب «میراث صحنه: زندگی تئاتری جمشید لایق» با همکاری مینا رحمتی، ترجمه نمایشنامه «اسپانیولی» یاسمینا رضا با همکاری زهرا قربان‌خانلو و چاپ مجموعه نمایشنامه‌های سال 1299 تا 1320 با همکاری فرزام حقیقی در قالب سه جلد کتاب، جمع آوری درس گفتارهای «دیوید سن» و انتشار مجموعه نمایشنامه‌های «فضل‌الله بایگان».

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...