شماره ۱۴۰ ماهنامه «آزما» با طرح جلد کامبیز درم‌بخش منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این ماهنامه با یادداشتی از هوشنگ اعلم - سردبیر «آزما» -  با عنوان «انسان گرفتار در گرداب هلاک» و یادداشتی از ندا عابد - مدیر مسئول این ماهنامه - با عنوان «ما هم نسلی بودیم...»  آغاز می‌شود.

 همچنین مطلبی با عنوان «هنر و اندیشه در چنبره رکود»  شامل دیدگاه‌های قطب‌الدین صادقی، علیرضا بهرامی، بهرام دبیری، پیام فروتن و مشیت علایی در بخش گزارش چاپ شده است.

پرونده این شماره از «آزما» نیز به طنز  با عنوان «طنز، تلخند رنج و یا قهقهه اعتراض» پرداخته و «گفتن با زبان بدن» گفت‌وگو با کامبیز درم‌بخش در بخش نمای نزدیک، «نمایش طنز، زیر سایه سیاه پول!» گفت‌وگو با نغمه ثمینی و «سیاه صحنه نگهبان آتش‌ و نور» گفت‌وگو با جواد انصافی در بخش در حوالی صحنه، «من محصول برهوتم» گفت‌وگو با پوریا عالمی، «طنز مدرن یک فوق رسانه است» گفت‌وگو با جواد مجابی و «طنز زبان دوم مردم ایران است» گفت‌وگو با نصرالله حدادی در بخش گفت‌وگو، «طنز، پیش و بعد از عبید» از ناصر نیکوبخت، «ناز و فسون، یا ضربه شلاق» از جهانگیر صفری،  «طنز، آبی بر آتش دل‌های سوخته» از سرمد قباد و «طنز ابزاری برای مبارزه بدون خشونت» از سیمین‌دخت گودرزی در بخش مقاله درج شده است.

 بخش «گپ و کتاب» این شماره از «آزما» هم با این مطالب همراه است: «ما کار همدیگر را نمی‌خوانیم» و «به راحتی گاز زدن یک شکلات».

همچنین داستان خارجی، داستان ایرانی و پیشخان کتاب دیگر بخش‌های این نشریه هستند.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...