شاهزاده خانم پیری توانسته است، پس از باخت در قمار، با تردستی مرموزی با جابجایی سه ورق خود را از گرفتاری نجات دهد. هرمان، که هرگز ورق بازی نکرده است و مشتاق به دست آوردن راز این بازی از پیرزن است، موفق می‌شود که به خانه این زن راه پیدا کند. ولی پیرزن وحشت‌زده شده و قبل از آنکه جوان بتواند رمز را به دست آورد می‌میرد. پس از مراسم دفن شبح شاهزاده خانم بر جوان ظاهر می‌شود.

معرفی کتاب نقد کتاب خرید دانلود زندگی نامه بیوگرافی
بی‌بی پیک
[Pikovaya Dama]. (The Queen of Spades). داستانی از آلکساندر سرگیویچ پوشکین (1) (1799-1837)، شاعر و نویسنده روس، که در 1833 چاپ شد. این یکی از بدیع‌ترین قصه‌پردازیهای نویسنده روس است: مؤلف درآن پاره‌ای عناصر واقعی را با تخیل ناب به هم آمیخته است. هرمان، قهرمان داستان، قصه‌ای از زبان یکی از دوستان می‌شنود: شاهزاده خانم پیری توانسته است، پس از باخت در قمار، با تردستی مرموزی با جابجایی سه ورق  خود را از گرفتاری نجات دهد. هرمان، که هرگز ورق بازی نکرده است و مشتاق به دست آوردن راز این بازی از پیرزن است، موفق می‌شود که به خانه این زن راه پیدا کند. ولی پیرزن وحشت‌زده شده و قبل از آنکه جوان بتواند رمز را به دست آورد می‌میرد. پس از مراسم دفن شبح شاهزاده خانم بر جوان ظاهر می‌شود و سه ورق را نشانش می‌دهد. هرمان با دو برگ از آنها پول کلانی در قمار می‌برد، ولی با سومی می‌بازد. جوان از این کابوس دیوانه می‌شود. داستان به خصوص تحلیل بسیار دقیق و فشرده‌ از دل‌مشغولی‌های این جوان است، و حالت جنون او را کاملا زنده و عینی شرح می‌دهد. این داستان که از نظر هنری کامل است، نمونه‌ای از رمانتیسم ادبی است.

با همین عنوان بی‌بی پیک، ژاک آلوی (2) (1799-1862)، آهنگساز فرانسوی، اپرایی ساخت که به سال 1850 در پاریس به نمایش گذاشته شد. بعدها چایکوفسکی (1840-1893) با الهام از حکایت پوشکین اپرایی سه پرده‌ای تنظیم کرد (پیکووایا داما (3)، اوپوس 68) که به سال 1890 در سن پترزبورگ اجرا شد.

جهانگیر افکاری. فرهنگ آثار. سروش.

1.Aleksandr Sergeyevic Puskin 2.Halevy 3.Pikovaya Dama

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...