داستان «خمره» نوشته «هوشنگ مرادی کرمانی» به سفارش مرکز صبا پویانمایی می‌شود. 
  
به گزارش کتاب‌نیوز مجموعه پویانمایی "خمره" برگرفته از کتاب "خمره" نوشته هوشنگ مرادی کرمانی به سفارش مرکز صبا و به کارگردانی "علی احمدی" و تهیه‌کنندگی "سیدحامد حسینی" در سیزده قسمت ده دقیقه‌ای و با تکنیک دو بعدی با رندر سه بعدی در حال ساخت است.

در خلاصه داستان "خمره" که نسخه سینمایی آن نیز توسط "ابراهیم فروزش" ساخته شده آمده است: در یکی از روستاهای اطراف کرمان، بچه‌ها برای رفع عطش از خمره‌ای که گوشه مدرسه است؛ استفاده می‌کنند. داستان از آنجا شروع می‌شود که یک روز صبح که به مدرسه می‌آیند متوجه‌ می‌شوند که خمره شکسته است و در صدد پیدا کردن مسبب این کار بر می‌آیند.

در فاصله پیدا کردن مجرم محاوره‌های زیادی می‌شود تا آنجا که مدیر مدرسه آقای صمدی متوجه می‌شود علت شکستن خمره سرمای شب و ترک بر اثر شدت برودت بوده است و به همین خاطر مدیر و بچه‌ها و اهالی در پی ترمیم خمره برمی‌آیند که اتفاقات جالب و جذابی می‌افتد...
 

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...