کتاب صوتی «کالیپسو» [Calypso] نوشته دیوید سداریس [David Sedaris] توسط موسسه آوای چیروک منتشر و راهی بازار نشر شد.

کالیپسو» [Calypso]  دیوید سداریس [David Sedaris]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دیوید سداریس نویسنده این‌کتاب متولد ۱۹۵۶ در آمریکاست و به‌واسطه داستان‌های کوتاهش که درباره زندگی شخصی خود نوشته، به شهرت رسید. این‌نویسنده چندسالی است در ایران شناخته شده است.

نسخه مکتوب «کالیپسو» با ترجمه رضا اسکندری‌آذر توسط نشر سنگ منتشر شده و نسخه صوتی آن نیز با گویندگی بهمن وخشور تهیه شده است. «کالیپسو» جدیدترین کتاب سداریس است که مجموعه‌ای از یادداشت‌های طنز سیاه این‌نویسنده را درباره زندگی مدرن و روابط انسانی شامل می‌شود. سداریس خواسته با نوشتن این‌کتاب، هجویه‌ای بر زندگی امروز بنویسد که هم بخوانند و هم مخاطب را متاثر کند. این‌کتاب سال ۲۰۱۸ یکی از آثار پرفروش طنز در آمریکا بود.

نسخه صوتی کتاب «کالیپسو» با ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه و قیمت ۳۸ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...