"دختر سوم" داستانی دیگر از "آگاتا کریستی" با شخصیت "هرکول پوآرو" است منتشر شد.

به گزارش ایبنا، "دختر سوم" داستانی است که شروع عجیبی دارد؛ مراجعه یک دختر به پوآرو برای اقرار به ارتکاب قتل. در این داستان شخصیت دیگر کریستی که یک نویسنده بانو به نام آدریان الیویاست حضور دارد، کاراکتری که به نوعی نماد بیرونی خود کریستی است.

در این داستان راوی همیشگی پوآرو، یعنی هستینگز وجود ندارد و قصه به صورت سوم شخص و آن طور که باید ویژگی داستان‌های معمایی پلیسی باشد؛ به گونه دانای محدود روایت می‌شود.

دختر سوم از معدود داستان‌های کریستی است که تاکنون در کشور ترجمه نشده و این کتاب اولین نسخه فارسی آن است که برگردان "مهتاب بخارایی" را دارد.

این کتاب به شمارگان سه هزار نسخه و بهای 24 هزار ریال توسط نشر هرمس منتشر شده است.  سرو غمگین، شیطان زیر آفتاب، پنج بچه خوک، سیزده نفر سر میز شام و قتل راجراکروید کتاب‌هایی از سری پوارو هستند که تاکنون در ایران منتشر شده‌اند.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...