رمان «اندوه به‌خصوص کیک لیمویی» نوشته ایمی بندر با ترجمه لیلا حیدری توسط نشر خزه منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب یکی از عناوین پرفروش نیویورکر و اولین اثری است که از ایمی بندر در ایران منتشر می‌شود.

بندر نویسنده و دارای مدرک دکترای ادبیات است. او در آثارش، دست به خلق شخصیت‌هایی می‌زند که توانایی‌های عجیب دارند و پا به دنیای مردم عادی می‌گذارند. آثار این نویسنده تا به حال به ۱۶ زبان ترجمه شده‌اند که «اندوه به‌خصوص کیک لیمویی» جایگاه بالایی بین آن‌ها دارد.

این‌ رمان درباره دختری نوجوان است که با خوردن تکه‌ای از یک کیک لیمویی، ناگهان به جهان پشت هر غذا دست پیدا می‌کند؛ از احساسات کشاورزانی که سبزیجات و میوه‌ها را کاشته‌اند تا حال و هوای رانندگان حامل آن‌ها، فروشندگان مواد خوراکی و حتی آشپزهایی که غذا را پخته‌اند. به‌این‌ترتیب او از بسیاری از اسرار مگو و ناگفته سر درمی‌آورد؛ غم،‌ شادی، حسرت، امید، وفاداری، بی‌وفایی و هر احساس دیگری که تهیه‌کنندگان هر غذا تجربه کرده‌اند.

این وضعیت برای دختر داستان، اندوهبار می‌شود به‌ویژه این‌که او برادری با بیماری روانی دارد و این اتفاق اوضاع و احوالش را پیچیده‌تر کرده است. با این‌همه او امیدوار آمدن آینده است.

«اندوه به خصوص کیک لیمویی» رمانی در ستایش امید، بخشندگی و اهمیت هر غذایی است که پخته و به دست مصرف‌کننده رسیده است.

این کتاب با ۲۸۸ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...