داستان‌های کوتاه نیکوس کازانتزاکیس - نویسنده‌ی یونانی - با ترجمه‌ی ایرج نوبخت منتشر می‌شود.

به گزارش ایسنا، مجموعه‌ی یادشده با عنوان «اسپانیا، اسپانیا» 10 داستان کوتاه از کازانتزاکیس را شامل می‌شود، که نوبخت آن‌ها را از زبان فرانسه ترجمه کرده است و توسط نشر دنیای نو منتشر خواهند شد.

به گفته‌ی او، این داستان‌ها برای اولین‌بار است که به زبان فارسی ترجمه و منتشر می‌شوند.

این مترجم همچنین ترجمه‌ی کتاب «زندگی و یاران مولانا» را که به زندگی و شرح حال این شاعر و نیز شخصیت‌ها و عارفان اطرافش از جمله شمس تبریزی، صلاح‌الدین زرکوب، حسام‌الدین چلپی و... می‌پردازد، از ترکی استانبولی توسط نشر دنیای ‌نو زیر چاپ دارد.

رمان «سیب‌های سبز» و «داستان‌ها و حکایت‌ها» از ناظم حکمت هم با ترجمه از ترکی استانبولی توسط نشر یادشده به چاپ می‌رسند.

به تازگی، مجموعه‌ی داستان «یک نوشیدنی در خیابانی که بار دیگر از آن نخواهی گذشت» این مترجم و نویسنده نیز برای نوبت دوم تجدید چاپ شده است.

ایرج نوبخت متولد سال 1321 در تبریز است و «داستان‌هایی از یک جیب و جیب دیگر» کارل چاپک، «افسانه‌ی گل سنگی» پاور باژوف، «برادر زندگی زیباست» ناظم حکمت، «شاهین» و «بگذار خارستان بسوزد» یاشار کمال، مجموعه‌ی داستان «و این‌جا چه آسان می‌توان خوشبخت بود»، «جمهوری موش‌ها» ارول توی و مجموعه‌ی شعر «سرود نوشندگان آفتاب»، از جمله تألیف‌ها و ترجمه‌های منتشرشده‌ی او هستند.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...