طی روزهای آینده دو کتاب "ابر آلودگی" و "چه کسی در دریا مین کاشت؟" نوشته ایتالو کالوینو برای نخستین بار در ایران منتشر می‌شود.

"ابر آلودگی" داستان بلندی از این نویسنده ایتالیایی است که با ترجمه آرزو اقتداری در 180 صفحه و با بهای 1500 تومان توسط کتاب خورشید منتشر می شود. "ابر آلودگی" حکایت بن بست روابط انسانی در دوران معاصر است. کالوینو در این اثر نه فیلسوف است و نه نظریه‌پرداز اما نویسنده‌ای است هوشیار و به دور از توهمات که هرگز بدبین و ناامید نیست و در خلق شخصیت‌های محوری با ظرافت به ویژگی‌های درونی آنها می‌پردازد.

کتاب "چه کسی در دریا مین کاشت؟" کتاب دیگری از کالوینو است که با ترجمه "اعظم رسولی" در 120 صفحه و با بهای 2000 تومان به بازار کتاب عرضه می‌شود. این سومین مجموعه داستان کوتاه از این نویسنده است که پس از مجموعه های "قارچ ها در شهر" و " کلاغ آخر از همه می‌رسد" توسط انتشارات کتاب خورشید عرضه می‌شود.

"کلاغ آخر از همه می‌رسد" نیز در روزهای آینده به چاپ سوم می‌رسد. این اثر حاوی 22 داستان کوتاه با ترجمه رضا قیصریه، اعظم رسولی و مژگان مهرگان در 256 صفحه و 2600 تومان وارد بازار کتاب می شود. ایتالو کالوینو نویسنده، منتقد و خبرنگار ایتالیایی در سال 1923 متولد شد. فضای داستان‌ها و شیوه پرداخت آثارش، کالوینو را به نویسنده ای بدل کرده که آثارش در همه فرهنگ‌ها خوانده می‌شود و مخاطبان او بدون توجه به مکان و زمان با داستان‌هایش ارتباط برقرار می‌کنند.

کالوینو با طنزی ظریف و لحنی ساده زندگی را روایت می‌کند. از آثار ترجمه شده او می‌توان به "اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری" ترجمه لیلی گلستان (نشر آگاه)، "ویکنت دو نیم شده" ترجمه پرویز شهدی (نشر چشمه)، "بارون درخت نشین" ترجمه مهدی سحابی (نشر نگاه) و "مورچه آرژانتینی" ترجمه شهریار وقفی پور (نشر کاروان) اشاره کرد.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...