توزیع ترجمه رمان «کرم ابریشم» اثر جی‌ کی رولینگ از امروز توسط انتشارات کتابسرای تندیس در بازار نشر آغاز می‌شود.

به گزارش مهر، رمان پلیسی «کرم ابریشم» نوشته جدید جی. کی. رولینگ خالق «هری پاتر» با ترجمه ویدا اسلامیه توسط انتشارات کتابسرای تندیس چاپ شد.

داستان این رمان از این قرار است که با گم شدن نویسنده‌‌اى به نام اُوِن کواین، همسرش به کورمورن استرایک، کارآگاه خصوصى، مراجعه مى‌کند. در آغاز، خانم کواین گمان مى‌کند همسرش به خواست خودش رفته تا مدتى از محیط خانه دور باشد ــ چنان که پیش‌تر نیز چنین کارى کرده بود ــ و از استرایک مى‌خواهد او را پیدا کرده، به خانه برگرداند.

پس از تحقیقات استرایک، معلوم مى‌شود گم شدن کواین پیچیده‌تر از آن است که همسرش فکر می کند. این نویسنده، تازه نوشتن رمانى را به پایان رسانده و در آن به سیاه‌نمایى کمابیش همه‌ آشنایانش پرداخته است.

در ادامه داستان، چاپ این کتاب مى‌تواند زندگى‌هاى بسیارى را به نابودى بکشاند ــ به عبارت دیگر، خیلى‌ها مى‌خواستند این ماجرا در نطفه خفه بشود. با پیدا شدن جسد کواین، که در شرایط عجیبى به‌طرز بى‌رحمانه‌اى به قتل رسیده است، روند کشف انگیزه‌ى قاتل سنگدل، با فراز و نشیب‌هایى، به موازات زمان پیش می‌رود.

ترجمه «کرم ابریشم» با 805 صفحه و قیمت 450 هزار ریال از امروز در بازار نشر کشور توزیع می شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...