ترجمه فارسی رمان «دختران مهتاب» نوشته جوخه الحارثی برنده جایزه من‌بوکر امسال توسط نشر افراز منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، رمان «دختران مهتاب» با ترجمه نرگس بیگدلی از زبان عربی به فارسی انجام شده است.

الحارثی نخستین نویسنده زن عرب است که این جایزه را از آن خود کرده است. او متولد سال ۱۹۷۸ در عمان و استاد دانشگاه است. او دارای مدرک دکترای ادبیات عرب از دانشگاه ادینبورگ است. این مولف، همچنین اولین نویسنده عمانی است که آثارش به زبان انگلیسی ترجمه شده‌اند. آثار الحارثی به زبان‌های آلمانی، کره‌ای، صربی و ایتالیایی هم ترجمه شده‌اند.

داستان رمان «دختران مهتاب» درباره ۳ خواهر به نام‌های میا، اسماً خوله است که در روستای العوافی در عمان زندگی می‌کنند. زمان شکل‌گیری اتفاقات داستان هم زمان استعمار کشور عمان است. سه خواهر مذکور تحولات اجتماعی کشورشان و عبور از دوران استعمار به پسااستعماری را شاهد هستند. طی صفحات این‌رمان مخاطب با تاریخ کشوری آشنا می‌شود که تا ۵۰ سال پیش در آن برده‌درای رواج داشت اما حالا کشوری امروزی شده است. سه خواهر حاضر در داستان هم جامعه کشورشان را بین سنت و مدرنیته می‌بینند و تناقض موجود در آن را درک می‌کنند...

مفاهیم گذشته، حال و آینده در این کتاب مدام جابه‌جا می‌شوند. شخصیت‌پردازی‌ها و صداهای مختلف هم باعث می‌شود مخاطب کتاب هر اتفاق و حادثه داستان را از چند زاویه متفاوت ببیند.

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:

«من نجیه هستم. قمر. و تو را میخواهم.» هنوز و بعد از گذشت سال‌ها صدا و کلماتش در سر عزان طنین‌انداز است. «من نجیه هستم.قمر. و تو را می خواهم.» عزان زنان زیادی را در زندگی‌اش نمی‌شناخت و قطعاً زنی به آن شجاعی را هرگز نمی‌شناخت. قمر؟ او باید لقبی فراتر از ماه داشته باشد. او از هرچه که در زندگی دیده و هرچه که خواهد دید زیباتر بود. در شبی مهتابی او را دید گویی حورالعینی بود که خداوند به بندگان با ایمانش بشارت داده است. از او دور شد کفش‌هایش را زیر بغل زد و فرار کرد. به هیچ‌چیز نمی‌توانست فکر کند و با تمام قدرت به‌سوی العوافی می‌دوید…

این کتاب با ۲۳۰ صفحه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...