کتاب «طبقه هفتم غربی» نوشته جمشید خانیان در جایزه کتاب فصل به مرحله نهایی رسید.
   
به گزارش فارس، این کتاب در بخش تالیف کتاب‌های نوجوان پنجمین دوره این جایزه، شرکت کرده‌است.
این کتاب را نشر افق در بهار1387 منتشر کرده‌ بود.
در بخشی از این کتاب آمده‌است:
«کسی در طبقه‌ هفتم غربی منتظر اوست.
پسرک با تعطیل شدن مدرسه دنبال کار می‌گردد. به پیشنهاد دوست مادرش برای پرستاری از نویسنده‌ای پیر، پا به آپارتمان او می‌گذارد. اما برجی که پیرمرد در آن زندگی می‌کند و ماجراهایی که در آن اتفاق می‌افتد چندان عادی و طبیعی نیست؛ از ابروهای بالا پریده‌ خانم توی آسانسور گرفته تا نگاه‌های عجیب مرغ ماهیخوار!»
کتاب‌های خانیان تاکنون جوایز متعددی را از آن خود کرده‌اند. کتاب «قلب زیبای بابور» در سال 2005 از طرف کتابخانه‌ مونیخ در فهرست کتاب‌های خواندنی کودک و نوجوان قرار گرفت. هم‌چنین کتاب «شبی که جرواسک نخوابید» از این نویسنده، برگزیده‌ شورای کتاب کودک شد.
از آثار دیگر این نویسنده می‌توان به «آریایی‌ها»، «لاک‌‌پشت فیلی»، «او»، «خشایارشا»، «شب گربه‌های چشم سفید»، «کوسه ماهی»، «یک نقش برای کاوه» و «ناهی» اشاره کرد.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...