شانزدهمین جشنواره شعر فجر در مراسمی با حضور وزیر ارشاد برگزیدگان خود را شناخت.

آنیماه عالیه مهرابی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ هیئت داوران در گروه «شعر کلاسیک» کتاب‌های «آنیماه» اثر عالیه مهرابی (انتشارات سوره مهر) و «عید در تبعید» اثر علیرضا رجبعلی‌زاده کاشانی (انتشارات سوره مهر) را به صورت مشترک اثر برگزیده معرفی کردند.

در این بخش از علی انسانی برای نگارش کتاب «رخصت: مرام‌نامه ورزش زورخانه‌ای» که توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است به صورت ویژه تجلیل شد. هم‌چنین نشان درجه یک هنری نیز توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به این شاعر اهل‌بیت(ع) اهدا شد.

کتاب «سفر بخیر ناخدا» نوشته رحمت حقی‌پور (نشر سپیدرود) در گروه «شعر نو» به عنوان اثر شایسته تقدیر معرفی شد.

همچنین اثر شایسته تقدیر بخش محاوره نیز کتاب «رد زنجیرهای بازشده» اثر مهدی نقبایی (انتشارات ریما) معرفی شد.

در بخش شعر کودک و نوجوان،‌ هیئت داوران کتاب «سکوت به‌زبان مادری» نوشته مهدی مردانی (انتشارات سوره مهر) را به عنوان اثر شایسته تقدیر این بخش معرفی کرد.

در بخش «درباره شعر» شانزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر کتاب‌های «آذربایجان و شاهنامه» اثر سجاد آیدنلو و «تلفظ در شعر کهن فارسی» اثر وحید عیدگاه طرقبه‌ای (انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همکاری سخن) از سوی هیئت داوران به صورت مشترک برگزیده این بخش اعلام شد.

بخش ویژه این دوره از جشنواره بین‌المللی شعر فجر به «پارسی‌گویان دیگر ملل» اختصاص داشت که عسگر حکیم با نگارش کتاب «آهنگ باد و باران»، محمدشریف سعیدی با نگارش کتاب «سماع محشر» و مهدی باقرخان با نگارش کتاب «شیراز هند» به عنوان برنده این بخش معرفی شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...