سی سال اول زندگی او را شامل می‌شود... دوران کودکی در فقر، دایر شدن نمایشگاه مُد به دست مادرش نینا، توصیف عشقهای کودکی، کشف غریزه جنسی،‌ اولین مطالعات، جستجوی استعداد هنری، و سرانجام عزیمت به فرانسه... مادرش که در تمام طول مدت جنگ با او نامه‌نگاری کرده بود، سالها پیش مرده است. نینا، که تشخیص داده بود رومن بدون عشق او نمی‌تواند زندگی کند، از پیش نامه‌هایی نوشته بود و...

معرفي کتاب نقد کتاب خريد کتاب دانلود کتاب زندگي نامه بيوگرافي
وعده سپیده‌دم
[La Promesse de l’aube]. (Promise at Dawn) این اثر شرح حال رومن گاری (1) (1914-1980)، نویسنده فرانسوی است که به قلم خود نویسنده در 1960 منتشر شد و سی سال اول زندگی او را شامل می‌شود. بخش اول توصیف دوران کودکی او در فقر است که در ویلنو (2) (لیتوانی) و سپس در ورشو می‌گذرد و نیز توصیف دایر شدن نمایشگاه مُد به دست مادرش نینا، توصیف عشقهای کودکی، کشف غریزه جنسی،‌ اولین مطالعات، جستجوی استعداد هنری، و سرانجام عزیمت به فرانسه.

بخش دوم ورود به نیس در 1927 است. نینا در آنجا، قبل از آنکه مدیریت هتل مرمون (3) را به دست گیرد با کارهای کوچک به سختی زندگی می‌کند. او پیشنهاد ازدواج با نقاشی هلندی را رد می‌کند تا بتواند بیشتر در کنار رومن بماند که چندین ماجرای احساسی را از سر می‌گذراند. سپس مطالعات رومن را در زمینه حقوق در اِکس (4) و پاریس دنبال می‌کنیم، و نیز چاپ و انتشار داستانهای جوانی‌اش را، و روبرو شدنش با بی‌عدالتی، آنگاه که تازه از مدرسه هوا و فضای آوور (5) فارغ‌التحصیل شده است، اما چون اندک زمانی است به تابعیت فرانسه درآمده است، رده‌اش را در نظر نمی‌گیرند. این بخش با صحنه خداحافظی رومن و نینا، که در بیمارستان بستری است، در زمان شروع جنگ پایان می‌یابد.

بخش سوم در زمان جنگ جهانی دوم جریان دارد. رومن گاری، که در ژوئن 1940 دوباره به فرانسه آزاد شده ملحق می‌شود از طریق مراکش به انگلستان می‌رود، سپس با اسکادران کوچکش به آفریقای استوایی و آفریقای شمالی اعزام می‌شود. سرانجام در 1943 به انگلستان بازمی‌گردد و در نبرد فرانسه شرکت می‌کند و طی آن به سبب انجام کاری برجسته به دریافت نشان نایل می‌شود. این کتاب به اولین موفقیت ادبی (نشر پرورش اروپایی (6)) و شرح یک مرخصی در فرانسه آزاد شده ختم می‌شود. در این هنگام رومن گاری درمی‌یابد مادرش که در تمام طول مدت جنگ با او نامه‌نگاری کرده بود، سالها پیش مرده است. نینا، که تشخیص داده بود رومن بدون عشق او نمی‌تواند زندگی کند، از پیش نامه‌هایی نوشته بود و یکی از دوستانش را مأمور کرده بود که آنها را به طور مرتب برای او بفرستد.

اگر متن در 1944متوقف می‌شود و به پایان می‌رسد، به این دلیل است که نینا به واقع مهمترین رکن این اثر است. این مادر یهودی نمونه، این روس آرمانگرا، یگانه فرزندش را، که با پیوندی صمیمانه با او می‌زیست، به عشقی مسلط احاطه می‌کند و سرنوشتی قابل تحسین برای او رقم می‌زند تا داد خود را از زندگی بستاند. این اثر، که سرود عشق به نثری تغزلی است، شرح زایش ذوق و قریحه نویسنده نیز هست. فیلمی که ژول داسن (7)، در 1970، با بازیگری ملینا مرکوری (8) در نقش نینا، از روی آن ساخت، با اقبال بسیار روبرو شد. مجموعه گفتگوهای رومن گاری با فرانسوا بوندی (9)، با نام شب آرام خواهد بود (10)، چه‌بسا ادامه شرح حال وعده سپیده‌دم است.

حمیرا نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Romain Gary 2.Wilno 3.Mermonts 4.Aix 5.avord
6.Education europeenne 7.Jules Dassin 8.Melina Mercouri
9.Francois Bondy 10.La nuit sera calme

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...