به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «دانشنامه صحیفه سجادیه» به همت جمعی از مؤلفان زیر نظر حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محی‌الدین بهرام محمدیان با هدف آشنایی جوانان و دانشجویان به موضوعات معرفتی و تربیتیِ برگرفته از نیایش‌های امام علی‌بن‌الحسین (ع) در انتشارات مدرسه منتشر شد.

دانشنامه صحیفه سجادیه

این کتاب شرح و تبیین مفاهیم ومضامین موجود در نیایش‌ها و مناجات‌های امام سجاد (ع) در صحیفه است که در قالب مقالات متعدد تدوین گردیده است. پیش از این بیش از ۸۰ شرح براین مناجات‌ها نوشته شده است. اکثریت این ترجمه‌ها و شرح‌ها، عالمانه و قابل ستایش است و هر کدام بخشی از معارف این کتاب شریف را برای خوانندگان خود تبیین و توضیح داده‌اند. اما کتاب حاضر همچنان که از نامش پیداست در قالب دانشنامه و فرهنگنامه برای جوانان تدوین شده، به همین دلیل هم در نگارش مقالات و هم در انتخاب مدخل‌ها به صبغه تربیتی مخاطب توجه شده است. همچنین نگارش ساده و روان این کتاب کمک می‌کند تا عموم علاقمندان به معارف اهل بیت (ع) نیز بتوانند از آن استفاده کنند.

کتاب «دانشنامه صحیفه سجادیه» دارای ۳۵۰ مقاله کوتاه، متوسط، بلند و مفصل است که موضوعات متعدی همچون شخصیت‌های تاریخی مرتبط با صحیفه، اسناد و راویان، مستدرکات، مترجمان و شارحان برگرفته از نیایش‌های امام سجاد (ع) را در خود جا داده است.

«دانشنامه صحیفه سجادیه» با ۵۵۶ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه در فروشگاه‌های انتشارات مدرسه و همچنین فروشگاه آن لاین مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...