پس از انتشار موفقیت آمیز رمان «شایو» اثر اوسامو دازای[Osamu Dazai] انتشارات کتاب فانوس رمان «نه‌آدمی» [No longer Human] این نویسنده را نیز منتشر کرد.

نه آدمی اوسامو دازای[Osamu Dazai]  [No longer Human]

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات کتاب فانوس سال ۹۸ با انتشار رمان «شایو» اثر اوسامو دازای برای نخستین بار به معرفی درستی از این نویسنده مشهور و اثرگذار ژاپنی به مخاطبان ایرانی پرداخت. این رمان با ترجمه مرتضی صانع بهار امسال (۱۳۹۹) به چاپ چهارم رسید. با توجه به موفقیت «شایو» در ایران انتشارات کتاب فانوس رمان دیگری را از این نویسنده با عنوان «نه‌آدمی» منتشر کرد.

مترجم این رمان نیز مرتضی صانع است و انتشارات کتاب فانوس آن را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۰۰ صفحه و بهای ۱۸ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار داده است.

در معرفی این رمان آمده است: «عمر آدمیزاد لبریز از سازش است، و او در پی وفق‌دادن خود با هر گروه و جمعی که واردش می‌شود: خواه در مدرسه، یا در دانشگاه و سرانجام در اجتماع. پذیرش از سوی جامعه برای بسیاری واجب است، چرا که سبب ترقی و گرفتن امتیاز و زندگی بهتر می‌شود. اما جامعه توده‌ای بی‌شکل و تعریف‌گریز و چندتکه است با توقع‌هایی مختلف از افرادش. انبوهی دید و باور تازه پس زده شده و از ورود به این توده بازمی‌مانند. «نه‌آدمی» حکایت یکی از همین دوررانده‌شدگان است.»

اوسامو دازای، از سرشناس‌ترین و اثرگذارترین نویسندگان ژاپنی است. بسیاری از نویسندگانی که اکنون بدل به نماد ادبیات و فرهنگ ژاپن شده‌اند، وامدار او هستند. دازای سال ۱۹۴۸ و در سن ۳۸ سالگی از دنیا رفت و علیرغم اهمیتی که در ادبیات معاصر ژاپن داشت، اما پیش از انتشار رمان «شایو» صرفاً چند داستان کوتاه از او به فارسی منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

به‌عنوان نویسنده‌ای که با فلسفه­ «همین فردا خواهید مُرد» همدل است، شاید فرد مناسبی برای نگارش کتابی درباره «امید» نباشم... امید، همان خوش‌بینی نیست... صرفا یک خواست یا آرزو نیست... از «امید تراژیک» سخن می‌‌گوید که خود، ماحصل بینشی تراژیک است و بسی بیگانه با خوش‌بینی ناشی از اعتقاد به پیشرفت انسانی. این البته نگاهی است تیره به وضعیت انسان معاصر ...
«خرم‌آباد» استعاره‌ای است از «استالین‌آباد»... رباعیات رودکی که از چهار مصراع تشکیل‌ شده‌اند، به مراتب بامحتواتر و ارزشمندتر از بسیاری رمان‌های حجیم است... دیروز ژئوفیزیکدان بودم، اما امروز صبح تصمیم گرفتم نویسنده شوم و شدم... برنامه‌نویس بودم، آپارتمان فروخته‌ام، مدیر ساخت و راه‌اندازی پالایشگاه نفت و صنایع وابسته بودم. در جوانی مجبور شدم با چوب‌های جنگل روی سطح دریا اسکله بنا کنم. کارگر بودم ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...