«سفره مازندرانی» نوشته نرگس شرج شریفی منتشر شد. نویسنده در این کتاب دستور پخت غذاهای سنتی کجور را که هرکدام قدمتی تاریخی دارند، به مخاطبان ارائه کرده است.

دستور پخت غذاهای کجور با سفره مازندرانی نرگس شرج شریفی

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «سفره ایرانی» نوشته نرگس شرج شریفی، زمستان ۹۸ توسط انتشارات ناسنگ به بهای ۳۰ هزار تومان منتشر شد. در این کتاب به روش‌ها و دستورالعمل‌های آشپزی به سبک غذاهای بومی و محلی مازندرانی با قدمت بیش از ۱۵۰ سال پرداخته شده است. نرگس شرج شریفی پس از جست‌وجو و تحقیق از زنان بومی و مادربزرگ‌های مسن منطقه شرق مازندران بویژه منطقه کوهستانی کجور (از توابع شهرستان نوشهر) اقدام به نوشتن این کتاب کرد. سلیقه‌های متفاوت در طبخ غذاهای محلی نیز در این کتاب اعمال شده است.

«سفره مازندرانی» انواع آش‌ها، خورش‌ها، پلوها، بورانی و دسرها را به مخاطبان آموزش می‌دهد. شرج شریفی در بخش اول این کتاب، به معرفی لبنیات‌های مختص منطقه تاریخی کجور پرداخته است. در این منطقه ییلاقی که هر ساله میزبان گردشگران فراوانی است، گیاهان محلی وجود دارد که می‌توان از آنها در انواع غذاهای محلی استفاده کرد. در مناطق جنگلی البرز، سبزی‌هایی چون اوجی روییده می‌شود که در طبخ و استفاده در غذاهای متفاوت کاربرد دارند. شیشاک نیز سبزی دیگری است که علاوه بر خاصیت دارویی در انواع پلوها و آش‌ها به عنوان چاشنی ترش کننده استفاده می‌شود.

تاریخچه غذاهای محلی این خطه از نظر نویسنده قدمتی بالای ۱۰۰ سال دارد. نرگس شرج شریفی به مهر گفت آخرین فردی که از غذاها و نحوه پخت آن پرسید پیرزنی ۷۰ ساله بود که طبیعتاً او نیز دستور تهیه غذاهای محلی را از مادر خود آموخته بود.

غذاهای محلی مازندران در ایام و مناسبت‌های خاص نیز سر سفره‌ها حضور دارند. برای مثال در شب عید سبزی پلو با ماهی شکم پر پخت می‌شود. در شب چهارشنبه سوری غذاهایی مانند بورانی که با بوته‌های سیر، در اصطلاح عامیانه به آن سیربنه می‌گویند، تهیه می‌شود و عطر و طعم فوق العاده‌ای به غذا می‌دهد. غذای ویژه مناسبت‌های مذهبی به خصوص ایام محرم پلو با زیره و زعفران است که همراه با مرغ یا گوشت سرخ شده سرو می‌شود.

علاقه‌مندان به غذاهای سنتی مازندرانی می‌توانند غذاهایی مانند فسنجان یا آلو اناری را که هم با انار معمولی و هم انار وحشی تهیه می‌شود، بپزند. کباب ترش یکی از غذاهایی است که با سبزی‌های مخصوصی مانند اوجی، از خانواده نعنا و ریحان، طبخ می‌شود. در این غذا سیر و قره قروت نیز استفاده می‌شود. غذای دیگری که نیازمند سبزی محلی چون شاهتره یا ریحان نازخاتون است نیز فقط در این منطقه پخته می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...