روایت‌های نادرست از حافظه فرهنگی شیراز | اعتماد


«دانشنامه شیراز» به سفارش سازمان فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری شیراز به دکتر مصطفی ندیم، عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی زند شیراز و مدرس بازنشسته دانشگاه شیراز، تدوین شده است. ناظر و ویراستار علمی این مجموعه، علیرضا جوانمردی، داور علمی، عباس جاویدان و ویراستار فنی، محمدرضا امینی است. این مجموعه را نشر سیوند در سال 1405 در شمارگان 500 دوره منتشر کرده است.

دانشنامه شیراز

براساس گفته دست‌اندرکاران «دانشنامه شیراز» این مجموعه 15 جلدی است که هم‌اکنون 9 جلد آن منتشر شده است. جلدهای این مجموعه، در عطف خود، شماره جلد ندارند و مخاطب باید حدس بزند که ترتیب این جلدها چگونه است! اگر این 9 جلد مجموعه‌ای به‌هم پیوسته است، روشن نیست که چرا مقدمه معاون فرهنگی شهرداری شیراز و «مصنف» 9 بار و هر بار در 6 صفحه برای سپاسگزاری از یکدیگر تکرار شده است!

تقسیم‌بندی موضوعی جلدهای منتشر شده غیرعلمی و غیرضروری است، امادانشنامه را به مجموعه مقالات، کشکول، نقل‌قول‌های طولانی، مقدمه‌های غیرمستند و تکرار نعل‌به‌نعل منابع پیشین، تقلیل داده‌اند.

مصنف در جلد نخست مشاهیر و نام‌آوران، بی‌هیچ دلیل علمی، در دیباچه، از موضوعات گوناگون چون: جغرافیایی مختصر شیراز، اعتدال فکر و ذهن، مهاجرت‌های فرهنگی، حکومت‌های آبادگر و آزاداندیش، نقش دیوان‌سالاران و وزرا، رشد دانش و هنر، رشد ادبیات، نگاهی کوتاه به تاریخ شیراز و... بدون حتی یک استناد علمی، مطالبی نوشته است که برای مقدمه دانشنامه، غیرعلمی و غیرضروری است و سپس به موضوع «شرح‌حال‌نویسی» پرداخته و با خلاصه‌نویسی از یافته‌های استاد احمد گلچین معانی، بدون ارجاع دقیق به صفحات کتاب «تاریخ تذکره‌های فارسی» به نقد و بررسی منابع و تذکره‌های عمومی و تذکره‌های مربوط به فارس و شیراز پرداخته است؛ اگرچه در صفحه 26 همین جلد، در مورد مولفان تذکره‌ها آمده است: «غیر از خلاصه‌نویسی و انتحال، بی‌دقتی آفت بزرگی است» خود به هر سه مورد از این موارد نقد، مزّین است. به «نقد و بررسی» 16 منبع انتخابی می‌پردازد و دانشنامه را با کتاب‌شناسی توصیفی اشتباه می‌گیرد. در صفحه 52 همین جلد «مصنف» سرپرست دانشنامه می‌شود و می‌نویسد: «سرپرست دانشنامه باید حتما پیش از شروع کتاب، شیوه نگارش و ویژگی‌های کتاب را برای خوانندگان بیان و مشخص کند.» (مشاهیر و نام‌آوران، بخش نخست: 52)
[چنان‌که توضیح داده شد، جلدهای کتاب به روش علمی شناخته شده، شماره‌‌گذاری نشده است؛ از این رو در ارجاع درون‌متنی ناچار به آوردن عنوان و شماره جلدها هستیم].

و سپس در دو بخش ویژگی‌های صوری و ویژگی‌های محتوایی، می‌کوشد شیوه‌نامه «دانشنامه شیراز» را بیان کند: «دانشنامه‌ دارای ترتیب الفبایی است.» (همان) اما این‌گونه نیست. در دانشنامه‌های علمی ایران و جهان، منظور از ترتیب الفبایی، آمدن همه مدخل‌ها اعم از شاعران، نویسندگان، عالمان، عارفان، روزنامه‌نگاران، آثار تاریخی و مذهبی، کتاب‌ها، فرهنگ عامه، در زیر یک حرف الفباست؛ امری که مغایر با مجموعه 9 جلدی منتشر شده است، اما اگر منظور «مصنف» سه جلد «مشاهیر و نام‌آوران» است، این سه جلد نیز موضوعی - الفبایی است. اگرچه با شماره‌گذاری عنوان‌ها (چون مدخل علمی نیستند) روش غیرعلمی به‌کار برده‌اند. روش علمی برای تنظیم الفبایی دانشنامه‌هایی که به زبان فارسی منتشر می‌شود، روش حرف به حرف است و اگر به این اصل علمی پایبند باشیم، گذاشتن شماره و عدد برای مدخل‌ها، کار بیهوده‌ای است.

موضوع دیگر اینکه این سه جلد اگرچه از نظر موضوع و شماره‌گذاری عنوان‌ها، به‌هم پیوسته است، اما از نظر شماره صفحه، مجزاست و این امر پیوستگی و ارجاع‌دهی را مشکل می‌کند. دومین ویژگی به بیان «مصنف» این است که «از آنجا که موضوع این بخش از دانشنامه، بزرگان اهل ادب است و بیشتر این بزرگان در منابع مختلف و به‌ویژه تذکره‌ها براساس تخلص آنها ترتیب‌بندی شده‌اند، ترتیب الفبایی براساس تخلص افراد انتخاب شده است.» (همان)

در همه دانشنامه‌های علمی، همواره عنوان اشهر، به عنوان مدخل اصلی انتخاب می‌شود و پایبندی به شیوه تذکره‌نویسی که سنتی قدیمی است، هیچ سنخیتی با شیوه دانشنامه‌های علمی امروز ندارد، به ‌ویژه اینکه به روایت مقدمه «مشاهیر و نام‌آوران» شامل نویسندگان و روزنامه‌نگاران می‌شود و تخلص تنها ویژه شاعران است، بنابراین در مدخل‌گزینی این مجموعه نیز شیوه علمی دیده نمی‌شود. در دانشنامه‌های علمی، مدخل بر دو نوع؛ اصلی و ارجاعی و به لحاظ عبارت‌بندی، مستقیم و معکوس است. در آنها «غیراشهر به اشهر، لقب به اسم، اثر به اثرآفرین یا موضوع اثر، ضبطی به ضبط دیگر، اخص به اعم، یا جزء به کل یا زیرمجموعه به مجموعه» ارجاع می‌شود. (سمیعی، 1372: 8)

پایه‌های هر دانشنامه‌ای با مدخل‌گزینی استوار می‌شود و انتخاب مدخل‌های علمی ضامن بسامان رسیدن آن است و همین ویژگی، دانشنامه را از حیث مبانی نظری و نیز وجوه کارکردی، از سایر مراجع متمایز می‌گرداند. انتخاب مدخل به شیوه علمی و با همکاری شورای مدخل‌گزینی، نخستین و مهم‌ترین گام تالیف دانشنامه است. باتوجه به همین شاخص‌ها، هر شاعری که نام او در تذکره‌های عمومی یا محلی آمده است، حتی با داشتن چندصد بیت شعر، الزاما نمی‌تواند به مدخل تبدیل شود. بررسی 1052 عنوان در این سه جلد نشان می‌دهد که شاعرانی با یک یا چند بیت و بدون اطلاعات لازم از زندگی و ویژگی اثر آنان، مدخل شده‌اند و درواقع، منابع تذکره‌ای عینا تکرار شده است و تقلیل دانشنامه به تذکره! فنی است که مصنف به‌خوبی از عهده آن برآمده است. براساس شیوه‌نامه‌های دانشنامه‌های جهانی و نیز «دانشنامه جهان اسلام»، «دایره‌المعارف بزرگ اسلامی»، «دانشنامه زبان و ادب فارسی» و... هر مدخل، از پنج بخش اصلی تشکیل می‌شود که عبارتند از: «عنوان اشهر، معرّف، بدنه یا متن، منابع و امضا». با بررسی مقالات این سه جلد، روشن می‌شود که علاوه بر عدم یکدستی، بیش از 90درصد مقالات، واجد ویژگی‌های مقاله دانشنامه‌ای نیستند.

تعداد شماره مدخل‌های سه جلد «مشاهیر و نام‌آوران» 1052 عدد است که از این میان، 90 مقاله توسط 16 نفر نوشته شده و 962 مقاله توسط مصنف؛ یعنی حدود 90درصد مقالات! هر پژوهشگری نیز به فراست می‌داند که نوشتن 962 مقاله علمی، تنها در دو سال، غیرممکن و دست‌نیافتنی است، ولی رونویسی از منابع دیگر و پشت هم گذاشتن برگه‌های تحقیقاتی بدون یکدستی و ویرایش علمی، کاری سهل است، فنی که مصنف در تمامی 9 جلد به آن آراسته است.

ویژگی صوری دیگری که سرپرست دانشنامه نوآورانه! به آن می‌پردازد، چگونگی نوشتن عدد در دانشنامه است و می‌نویسد: «برای پیشگیری از ایجاد اختلاف در نگارش اعداد، همه اعداد، مگر موارد خاص، به‌صورت حروف نوشته شده‌اند.» (مشاهیر و نام‌آوران، بخش نخست: 53)

اینکه چگونه در تایپ عدد 2 با عدد 4 اختلاف تایپی و خواندنی ایجاد می‌شود، فقط مصنف می‌داند. تاکید بر «نگارش همه اعداد به حروف» نیز باتوجه به اینکه همه ارجاعات درون متنی، منابع، شماره مدخل‌ها به عدد است! ادعایی واهی است. البته باتوجه به متن کتاب و نه این جمله مبهم، می‌توان فهمید که منظور مصنف از «همه اعداد» تاریخ تولد و مرگ شاعران و نویسندگان و تاریخ حوادث و اتفاقات است که با ذهن تذکره‌ای در همین مقدمه نوشته است:
«نگارش تاریخ به عدد، موجب مشکلات فراوانی برای شناخت شعرا و نویسندگان شده است.» (همان: 26)

مانند دوران قاجاریه که نسخه‌های خطی تذکره‌ها، توسط کاتبان یا نویسندگان نوشته می‌شد و گاه دشواری‌هایی را آن‌چنان که مصححان تذکره‌ها ‌گفته‌اند، برای تصحیح به وجود آورده است. اگرچه این شیوه هم در مقالات یکدست رعایت نشده است، اما براساس شیوه‌نامه‌های علمی دانشنامه‌های ایران و جهان، در 200 سال گذشته، همه تاریخ‌های مهم به رقم نوشته می‌شوند.

اعداد به ‌صورت رقم چشمگیرتر و گویاترند و مقایسه آنها آسان‌تر است و در حروف‌چینی امروز، نوشتن اعداد به‌ صورت رقمی، بسیار کوتاه‌تر از نوشتن به‌ صورت حروف است و فضای کمتری اشغال می‌کند؛ به عنوان نمونه در مدخل: «150 - بهمن‌بیگی (محمد) ...وی در سال هزار و دویست و نود و نه ه.ش‌ زاده شد... و در پانزدهم اردیبهشت ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و نه ه.ش در شیراز درگذشت.» (همان: 211 - 208)

که در دانشنامه‌های علمی نوشته می‌شود: بهمن‌بیگی، محمد (1299-1389ش) ...که هم خوشخوان‌تر است، هم گویاتر و هم کم‌حجم‌تر. بگذریم که نام ایشان هم در پرانتز آمده که در بخش ویژگی‌های محتوایی نیز به‌ جای توضیح روشن یک پارگرافی، پس از مقدمه‌چینی‌های بی‌ربط، در مورد واژه «ادیب» می‌نویسد: «برای اینکه خلط مبحث ایجاد نشود، در این دانشنامه از این افراد با عنوان «اهل ادب» یاد شده است.» (مشاهیر و نام‌آوران، بخش نخست: 54)

دانشنامه شیراز

در کتاب‌های شخصی و خاطرات، می‌توان هر عنوانی برای هر موضوعی به سلیقه نویسنده انتخاب کرد، اما در دانشنامه‌ها که کتاب‌های مرجع هستند، براساس همه شیوه‌نامه‌های علمی دانشنامه‌نگاری از «کاربرد برساخته‌های فردی که در مراکز و مراجع دانشگاهی و علمی پذیرفته نشده باشد، باید جدا پرهیز کرد.» (سمیعی، 1372: 6) متاسفانه مصنف در همه 9 جلد دانشنامه، برساخته‌های خود را بر عنوان‌های علمی ترجیح داده و دانشنامه را به کتاب شخصی و دلنوشته تقلیل داده است. شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، مورخ، منشی، هنرمند، واژه‌های روشن و پذیرفته شده عمومی هستند که ادغام آنها در «اهل ادب» غیرعلمی و غیرمنطقی است.

نوآوری‌های مصنف در مقدمه ادامه پیدا می‌کند و می‌نویسد: «حال اگر یکی از این «ادیبان» در ادبیات و رشته‌های دگر صاحب اثر بوده یا شاخص است، در کتاب، نام وی آمده، در بخش‌های دیگر نیز از وی نام برده می‌شود با این تفاوت که مثلا اگر شخصی عارف و شاعر است (که تعداد این افراد هم کم نیست) در بخش اهل ادب، ویژگی‌های ادبی و آثار ادبی مورد توجه قرار می‌گیرد و در بخش مربوط به عرفا، از ویژگی‌های عرفانی وی سخن به میان می‌آید.» (مشاهیر و نام‌آوران، بخش نخست: 54)

بر این اساس، در این دانشنامه هر مدخل چند بار تکرار خواهد شد و این شیوه کاملا غیرعلمی است. دانشنامه مرجعی است که مخاطب براساس نیاز به یکی از مدخل‌های آن مراجعه می‌کند و شایسته است که آشنایی اجمالی و مستند از شاعر یا نویسنده موردنظر پیدا کند. اینکه بخشی از ویژگی‌های یک شاعر یا نویسنده را به مدخل دیگری با همین نام منتقل کنیم، کاملا غیرعلمی است و تنها موجب اضافه شدن صفحات دانشنامه و سردرگمی خواننده می‌شود.

در ادامه مقدمه، مصنف برای تایید شیوه خود، از برساخته دیگری به ‌نام «شورای اندیشه» یاد می‌کند؛ شورایی که نه نام اعضای آن، در مقدمه و شناسنامه آمده و نه وظیفه آنان مشخص شده است؛ در‌حالی‌که در دانشنامه‌های علمی پس از سرویراستار یا سرپرست، شورای علمی، شورای گزینش مدخل، شورای ویرایش و بخش فنی تولید با وظایف مشخص به فعالیت مشغولند. مصنف در مورد «شورای اندیشه» که ظاهرا نقش «شورای مصلحت» دانشنامه را ایفا می‌کند، می‌نویسد: «برای آشنایی خوانندگان با نوع نگارش و اصطلاحات و واژگان و رسم‌الخط هر دوره زمانی، بنا به مصلحت «شورای اندیشه» دانشنامه حتی‌الامکان بخشی از متن اصلی نقل می‌شود، حال اگر نوشته در ماخذ اصلی کوتاه باشد، تمامی متن آورده می‌شود و در صورت طولانی بودن، بخشی از متن نوشته می‌شود.» (همان: 56)

نخست آنکه؛ هر دانشنامه باید با زبان معیار علمی امروز و درست‌نویسی فارسی و رسم‌الخط یکدست، سامان یابد و خوانندگان علاقه‌مند به بررسی نوع نگارش و اصطلاحات و رسم‌الخط، به کتاب‌های تخصصی آن مراجعه خواهند کرد و دوم آنکه مصلحت «شورای اندیشه» برای نقل از منابع، چه کوتاه چه بلند، تاییدی است بر اینکه مقالات دانشنامه به‌صورت علمی تدوین نشده و ساختار یکسانی ندارد.

مصنف در ادامه می‌نویسد: «ده‌ها شاعر در دوره صفویه در ایران و هند زندگی می‌کردند که در تذکره‌ها تنها چند بیت شعر از آنها نوشته شده است. نگارندگان در این دانشنامه مجبور به نگارش همین چند بیت شعر هستند.» (همان)

و می‌افزاید: «نگارندگان مجبور به بیان نام این شاعر و ادیب هستند، در صورتی ‌که اطلاعات بسیار اندکی از وی به‌جای مانده است، اتفاقا از اهمیت‌های پژوهش در این کتاب معرفی افراد ناشناخته است.» (همان: 58)

باتوجه به گفته‌های مصنف، روشن می‌شود که ذهن او و شورای اندیشه‌اش، تذکره‌ای و شیوه تدوین سه جلد «مشاهیر و نام‌آوران» اهل ادب نیز بر همین مبنا بوده است. بررسی دانشنامه‌های علمی ایران و جهان نشان می‌دهد که در معرفی شاعران و نویسندگان، هیچ‌گونه شاهد شعری آورده نمی‌شود و با معرفی زندگی و آثار آنان، علاقه‌مندان را به مطالعه دیوان و کتاب‌های ایشان رهنمود می‌شود. هر شاعری که نام و بیتی از او در تذکره‌ای آمده است، الزاما مدخل دانشنامه‌ای نمی‌شود و هیچ اجباری، برخلاف تصور مصنف، در این کار نیست. برخلاف نظر مصنف، اهمیت دانشنامه در معرفی افراد ناشناخته نیست، بلکه خوانندگان در دانشنامه‌های عمومی و تخصصی، به‌ دنبال کسب اطلاع از نام‌آوران و تاثیرگذران هر عرصه‌اند؛ ضمنا مصنف هیچ فرد ناشناخته‌ای را که قابلیت مدخل شدن باشد و در تذکره‌ها نیامده باشد، کشف و معرفی نکرده است (به‌ جز پدر گرامی‌شان) و اگر برای مردم، شاعری ناشناخته است، به دلیل روشن عدم تاثیر شخصیت و آثار او در ادب فارسی و فرهنگ شیراز است.

«دانشنامه زبان و ادب فارسی» یکی از سه دانشنامه تخصصی در حوزه مطالعات زبان و ادبیات فارسی است که باتوجه به معرفی مهم‌ترین شاعران و نویسندگان ایران در مدخل‌های آن، می‌توانست الگوی مناسبی برای مصنف سه جلد مشاهیر و نام‌آوران (بزرگان اهل ادب) باشد.

برشمردن و نمونه آوردن از انواع خطاهایی که در مقالات دانشنامه راه یافته، جز اتلاف وقت و سیاه کردن کاغذ، حاصلی نخواهد داشت. نارسایی بنیادی دانشنامه، بیش از آنکه در ضعف و سستی تالیف هر یک از مقالات باشد، در پریشانی تدوین است. گویی که بی‌هیچ برنامه‌ریزی در گردآوری مدخل‌ها، که شرایط مقدماتی فراهم آوردن یک دانشنامه علمی است، هر برگه تحقیقاتی را که در دسترس بوده، در این کشکول 3618 صفحه‌ای انداخته‌اند... بررسی محتوای فیش‌های مقاله‌نما، نشان می‌دهد که در این تدوین شتابزده، حتی مجال برای تنظیم عنوان‌ها در دست نبوده، چه برسد به... متن بیشتر مقالات، مطالبی است که از کتاب‌ها و تذکره‌ها نقل شده است و گاهی اندک تصرفی در آنها اعمال شده است. زحمت تالیف و تدوین این مقالات را محققان و تذکره‌نویسان، پیشاپیش کشیده بودند و در این دانشنامه، به اسم دکتر ندیم ثبت شده است که هم غیرعلمی است و هم غیراخلاقی. به عنوان نمونه به متن مدخل «عارف» توجه کنید: «در اصل از شیراز است. زبانش در سخن‌سنجی دراز.» (همان، بخش دوم: 292) کل مقاله همین یک جمله است و همین‌گونه است مدخل ظهیر شیرازی و بسیاری دیگر. مصنف که به ‌دنبال افزودن به عدد مدخل‌ها بوده است، یک نکته ابتدایی در مدخل‌گزینی دانشنامه را درنظر نمی‌گیرد. اگر ما از تولد و مرگ و زندگی و آثار شاعری بی‌خبریم، نمی‌توانیم آن را به عنوان مدخل برگزینیم. اینجا نیز ذهن تذکره‌ای مانع دقت دانشنامه‌ای شده است. دانشنامه‌ها، چه تخصصی چه عمومی، چه محلی چه ملی، ابزار و پشتیبان سازماندهی دانش‌اند. آنچه دانشنامه را از رسالت اصلی‌اش دور یا کاملا جدا می‌سازد، تبدیل شدنش به «مجموعه مقالات» یا برگه‌های تحقیقاتی است که تفکر و روش‌شناسی منسجم و علمی بر آن حاکم نیست. بنابراین، وجه تمایز و تفاوت دانشنامه‌ها با در ساخت‌یافتگی و رویکرد منسجم آنها به دانشی است که عرضه می‌کنند. چنین رویکردی بر تمامی مراحل تدوین دانشنامه، از مبانی و اهداف گرفته تا گزینش مدخل‌ها و برقراری پیوند درونی بین واحدهای سازنده دانشنامه سایه می‌افکند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...