اثر دیگری از ایتالو کالوینو با ترجمه‌ی لیلی گلستان منتشر می‌شود. به گزارش ایسنا، این اثر با عنوان «شش یادداشت برای هزاره‌ی بعدی» درباره‌ی ادبیات است و کالوینو در این‌باره بحث می‌کند که در یک نوشته‌ی ادبی باید چه چیزهایی رعایت شود که متنی موفق باشد.

به گفته‌ی گلستان که پیش‌تر نیز «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری» کالوینو را ترجمه کرده، این نویسنده‌ی ایتالیایی این یادداشت‌ها را برای سخنرانی آماده کرده بود؛ اما شبی که قرار بود به آمریکا برود، درگذشت.

او همچنین اشاره کرد، این اثر اکنون در دانشگاه‌های دنیا تدریس می‌شود.

«شش یادداشت برای هزاره‌ی بعدی» از سوی نشر ماهی منتشر خواهد شد. همچنین از سوی نشر یاد شده، تا چندی دیگر، کتاب «بوی درخت گویاو»، مصاحبه‌ی تفصیلی پلینیو مندوزا با مارکز درباره‌ی زندگی و آثارش، در قطع جیبی و با بیش از 200 صفحه با ترجمه‌ی مشترک لیلی گلستان و صفیه روحی به چاپ خواهد رسید.

با ترجمه‌ی این مترجم، چندی پیش نیز «گزارش یک مرگ» گارسیا مارکز در قطع جیبی از سوی همین انتشارات منتشر شد.

چاپ یازدهم «زندگی در پیش رو»ی رومن گاری هم با ترجمه‌ی گلستان توسط نشر بازتاب‌نگار در نمایشگاه کتاب عرضه ‌شد.

لیلی گلستان در حال حاضر به بازبینی نهایی ترجمه‌ی کتاب «زندگی نیچه» به قلم اشتفان تسوایک مشغول است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...