«کلکسیون شن» [Collection of Sand (Collezione di sabbia)] اثر ایتالو کالوینو منتشر شد.

کلکسیون شن» [Collection of Sand (Collezione di sabbia)] اثر ایتالو کالوینو

به گزارش کتاب نیوز، «کلکسیون شن» نوشته ایتالو کالوینو با ترجمه هاله ناظمی و توسط نشر هرمس منتشر شده است.

ایتالو کالوینو نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه ایتالیایی بود. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می‌توان آن را سورئال یا پست‌مدرن توصیف کرد. سه‌گانهٔ «نیاکان ما» (شامل «شوالیه ناموجود»، «ویکنت دونیم‌شده» و «بارون درخت‌نشین») و مجموعه داستان‌های کوتاه شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی از تحسین‌شده‌ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم‌ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می‌دانند.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

این کتاب مجموعه‌ای از مقالات و نوشته‌های جذاب ایتالو کالوینو است که آن‌ها را از پاریس برای روزنامه‌های ایتالیایی می‌فرستاد. «کلکسیون شن» معرف برداشت کالوینو از موزه‌های پاریس و نظراتش درباره‌ٔ پدیده‌های مختلف از جمله ادبیات است. علاوه بر آن، شامل مشاهدات نویسنده در سفر به سه کشور مکزیک و ژاپن و ایران است که فصل پایانی کتاب را تشکیل می‌دهد.

هاله ناظمی مترجم این اثر در سال ۱۳۴۱ در تهران متولد شد. او فارغ‌التحصیل کارشناسی مترجمی زبان ایتالیایی از دانشگاه تهران است و کار ترجمه را از سال ۱۳۷۰ و با ترجمه مقالات ادبی و هنری و داستانهای کوتاه و انتشار آنها در نشریات مختلف، آغاز کرد.

کلکسیون شن اثر ایتالو کالوینو در 297 صفحه و با قیمت 60 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...