کتاب «احزاب سیاسی در انقلاب مشروطیت» به قلم حسن اصغری با نگاهی به فعالیت انجمن‌ها و احزاب از سوی انتشارات هزاره سوم اندیشه منتشر شد.

احزاب سیاسی در انقلاب مشروطیت» به قلم حسن اصغری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در پشت جلد کتاب در معرفی‌ کتاب در سطوری آمده که قدری تامل برانگیز است: «انقلاب مشروطه ایران از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ به درازا کشید. این انقلاب بی‌شک از مهم‌‏ترین پدیده‌های تاریخی جهان، به‌ویژه منطقه خاورمیانه، آسیای جنوبی و آسیای مرکزی به شمار می‌آید. انقلاب مشروطه ایران در روسیه، آذربایجان، عراق و کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی، هند، ترکیه و حتی دوردست‌ها تأثیر گذاشت و به تجربه نیروهای رهایی‌بخش افزود. همه ناکامی‌های بعدی انقلاب مشروطه در واقع درس‌هایی گران‌بها برای ادامه زاینده مبارزه در راه آزادی، عدالت و رفع تبعیض و وابستگی و بهره‌کشی را فراهم آورده است. این کتاب که شامل هفت مقاله است که به وقایع و پدیده‌های مهم انقلاب مشروطیت و شرح‌حال شخصیت‌های مؤثر در آن پرداخته می‏‌شود.»

در این کتاب به بررسی مشروطه با تکیه بر احزاب پرداخته شده است از جمله درباره تاثیر مشروطه آمده است: «با وجود این‌که انقلاب مشروطیت به اهداف آرمانی خود که همان لغو نظام فئودالیسم و ایجاد مجلس شورای واقعی که نمایندگان برگزیده مردم در آن حضور داشته باشند و آزادی بیان و مطبوعات و اجتماعات و احزاب نرسید، اما انقلاب، تاثیر اجتماعی و فرهنگی تحول سازش را باقی گذاشت. انقلاب مشروطیت، ساختار سیاسی حاکمیت فئودالی را دگرگون کرد و طبقات نوین اجتماعی را در حاکمیت سیاسی مشارکت داد.»

از جمله شخصیت‌هایی که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته، میرزاملکم‌خان است که با لحنی گزنده مورد نقد مولف قرار گرفته است: «در این بخش به معرفی و بررسی کتاب «زندگی و اندیشه میرزاملکم‌خان ناظم‌الدوله» حامل اطلاعات و معرفی سودمندی درباره آثار و اندیشه‌ها و فراز و نشیب زندگی سیاسی و اجتماعی میرزاملکم‌خان است اما نویسنده کتاب بر خلاف اطلاعات داده شده خودش، در بخش ملکم در ترازوی نقد تاریخ» دست به تحلیلی نادرست می‌زند و به تحقیق جالب‌اش صدمه وارد می‌کند. آنچه را که نویسنده در چند بخش کتاب با دقت ترسیم کرده است، در تحلیل بخشش «ملکم در ترازوی نقد تاریخ» را در ترازو نفی گذاشته و کوبیده است. این تناقض، خواننده را گیج و حیران می‌کند و برداشت‌هایش را در حالت برزخ معلق نگاه می‌دارد.»

یکی از رویدادهایی که مورد توجه مولف قرار گرفته نگاهی به سرانجام تلخ فاتحان تهران است که حادثه پارک اتابک پایان تلخی برای فعالیت سیاسی آنها بود: «در تاریخ انقلاب مشروطیت به ویژه پس از فتح تهران توسط انقلابیون واقع پارک اتابک، یکی از وقایع مهم و تعیین‌کننده در چرخش اهداف انقلاب به بیراه بود. درباره این رخداد سرنوشت‌ساز، بسیار اندک نوشته‌اند و کسی هم تا کنون تحلیلی جامع از کم و کیف آن ارائه نداده‌ است. عده‌ای از مورخین، این واقعه را همچون سایر وقایع بی‌شمار دوران پس از واژگونی حاکمیت مطلقه استبدادی، به صورت وقایع‌نگارانه و بدون تفسیر و نقد ارائه داده و گذشته‌اند.»

نگاهی به فعالیت‌های انجمن‌ها و فعالان مشروطه در خارج از تهران به کمیته ستار و صادق کوچک‌پور اشاره دارد: «صادق کوچک‌پور یکی از سرداران مردمی قیام جنگل بود. او در سال 1275 شمسی در شهر فومن گیلان متولد شد و دو ساله بود که پدرش فوت کرد. در هفت سالگی او را به رشت آوردند و به دست عمویش سپردند و تحت سرپرستی عمو به تحصیل پرداخت... صادق‌خان در جنگ با ارتش مجهز انگلیسی‌ها که در مناطق گوراب و پسیخان رخ داد، شرکت فعال داشت. او در یک منطقه بیست روز جنگ و گریز و یورش‌های چریکی، سرانجام ارتش انگلیس را وادار به عقب‌نشینی کرد.»

کتاب «احزاب سیاسی در انقلاب مشروطیت» به قلم حسن اصغری در 170 صفحه به بهای 60 هزار تومان از سوی انتشارات هزاره سوم اندیشه روانه بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...