کتاب «برادری ایمانی» [الاخ‍وه‌الای‍م‍ان‍ی‍ه‌ م‍ن‌ م‍ن‍ظورال‍ث‍ق‍ل‍ی‍ن‌] نوشته شهید آیت‌الله سید محمدباقر حکیم با ترجمه ام‌البنین قزلسفلو از سوی شرکت چاپ و نشر بین‌الملل منتشر شد.

برادری ایمانی» [الاخ‍وه‌الای‍م‍ان‍ی‍ه‌ م‍ن‌ م‍ن‍ظورال‍ث‍ق‍ل‍ی‍ن‌]  شهید آیت‌الله سید محمدباقر حکیم

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ یکی از ویژگی‌های این اثر، بررسیِ پیوند ایمانی و حقوق مؤمنان نسبت به یکدیگر است که با تکیه بر قرآن کریم و روایات پرشمارِ اهل‌بیت علیهم­السلام انجام شده است. شهید حکیم کوشیده است این مهم را ضمن پرهیز از اطالۀ کلام و ابهام، با زبانی ساده و شیوا و البته مستدل تبیین کند.

آیت‌الله سید محمدباقر حکیم در این اثر انواع روابط میان مؤمنان را با تکیه بر آیات شریف قرآن و روایات اهل‌بیت علیهم­السلام به چند گونه تقسیم کرده است و دوام و استحکام این روابط را مایۀ احیای امر اهل بیت علیهم­السلام می‌داند.

از عناوین بسیار مهم کتاب، برشمردن عواملی است که رابطۀ برادری را تیره می‌کند. مؤلف در این فصل، ضمن توضیح چند عامل از جمله شوخی، حسد و جفا، حدیثی از امام‌صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که فرمود «اگر می‌خواهی محبت برادرت به تو خالص و حقیقی باشد، هرگز با او شوخی نکن؛ از جدال با او بپرهیز؛ بر او فخر مفروش؛ با او ستیزه مکن.»

شهید حکیم در مقدمۀ این کتاب نوشته‌است «کتاب حاضر بخشی از مجموعه سخنرانی‌های گسترد‌ۀ اخلاقی است که در دهۀ اول رمضان المبارک، بین نماز ظهر و عصر، برای جمعی از برادران مؤمن عزیز ارائه کردم تا به موضوع مهمی اشاره کنم. موضوعی که بسیار درخور یادآوری است و آن «پیوند برادری ایمانی» است. در تبیین این موضوع به آیات کریمه و روایات شریفۀ نبوی و اهل بیت گرامی ایشان استناد کردم. عنوان آن را «برادری ایمانی از نگاه ثقلین» گذاشتم.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...