نیویورک تایمز خبرداد که «وودی آلن» از سال گذشته تاکنون با چندین ناشر برای انتشار کتاب جدید خاطرات خود مذاکره کرده اما هیچ یک حاضر به چنین کاری نشده‌اند.

به گزارش ایسنا، پس از مطرح شدن اتهامات غیراخلاقی علیه «وودی آلن»، جایگاه وی به عنوان یکی از مهمترین سینماگران معاصر جهان به شدت نزول کرد و بسیاری از بازیگران اعلام کردند که دیگر در فیلم‌های او بازی نخواهند کرد، اما ظاهراً روزی‌های تیره «آلن» محدود به سینما نیست و حالا صنعت نشر نیز تمایلی به همکاری با او ندارد.

کتاب‌های «وودی آلن» که پیش از این به سبب جایگاه بالای فرهنگی او رقابت سختی میان ناشران ایجاد می‌کرد حالا مشتری ندارد و کتاب جدید خاطرات وی از سوی چندین ناشر رَد شده است.

مدیران چند انتشارات اعلام کرده‌اند که «آلن» از سال گذشته برای چاپ کتاب جدیدش با آنها ارتباط داشته اما آنها هیچ پیشنهادی ارائه ندادند چرا که در حال حاضر تبلیغات منفی پیرامون شخصیت «وودی آلن» وجود دارد. بسیاری از ناشران حتی از خواندن متن این کتاب خاطرات خودداری کرده و همکاری با وی را در مقطع کنونی "زهرآگین" توصیف کرده‌اند چرا که ریسک تجاری انتشار کتاب خاطرات او بسیار بالاست.

در سال ۱۹۹۲، «دیلان فارو» دخترخوانده «وودی آلن» او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و اگرچه تحقیقات مدرکی برای اثبات گناه «آلن» پیدا نکرد اما وی نزدیک به سه دهه است که با این اتهامات رو به رو است.

«دیلان فارو» در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ و همچنین در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۲۰۱۸ اتهامات علیه پدرش را تکرار کرد و باعث ایجاد موجی جدید و شدید از انتقادات به سوی «آلن» همزمان با جنبش «#MeeToo» در هالیوود شد و به همین دلیل اقتباس نمایشی از یکی از آثار وی در برادوی لغو شد و بازیگرانی چون «گرتا گرویگ»، «الن پیج»، ایوان راشل وود»، «مایکل کین»، «کالین فرث» و… از همکاری گذشته با «وودی آلن» ابراز پشیمانی کردند و اعلام کردند دیگر با او همکاری نخواهند کرد.

«آلن» پیش از این درباره ادعاهای دخترخوانده‌اش گفته است: بیش از ۲۵ سال پیش این ادعاها مطرح شد، پرونده به طور کامل توسط کلینیک سوء‌استفاده جنسی از کودکان در بیمارستان ییل نیو و سازمان رفاه کودکان نیویورک مورد بررسی قرار گرفت. آن‌ها چند ماه روی این قضیه کار کردند و مستقلاً نتیجه گرفتند هیچ تعرضی در کار نبوده است. در عوض، آن‌ها متوجه شدند که احتمالاً یک کودک آسیب‌پذیر از سوی مادر عصبانی‌اش که درگیر طلاقی پرتنش بوده، راهنمایی شده تا این داستان را سرهم کند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...