کتاب «یادداشت‌های آنتون چخوف» با ترجمه نیلوفر آقاابراهیمی توسط نشر علم منتشر شد.

یادداشت‌های آنتون چخوف [Note-book of Anton Chekhov] با ترجمه نیلوفر آقاابراهیمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر علم کتاب «یادداشت‌های آنتون چخوف» [Note-book of Anton Chekhov] با ترجمه نیلوفر آقاابراهیمی را در ۱۷۰ صفحه و بهای ۲۷ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر کرد.

این‌کتاب مجموعه‌ای است از خاطرات روزانه چخوف دفتر یادداشت‌هایش و مضمون‌هایی که او بعداً در داستان‌ها و نمایشنامه‌هایش از آن‌ها استفاده کرده است.

این‌یادداشت‌ها روش هنرمندانه او را به تصویر می‌کشند. کتاب از زبان انگلیسی به فارسی برگردان شده است.

چخوف از نویسندگان شهیر تاریخ ادبیات جهان است و آثار او به اکثر زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده است. بسیاری از نویسندگان جهان پس از چخوف تحت تاثیر او بوده‌اند. به همین‌دلیل هم ضرورت دارد مخاطبان ایرانی زبان به‌ویژه آنها قصد دارند «نوشتن» را شروع کنند به این‌کتاب نیازمندند؛ هرچند این‌کتاب برای عامه مخاطبان مفید است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...