«چهره تو قبله هر شاعر است» برش‌هایی از زندگانی پیامبراکرم (ص) از آغاز تا پرواز اثر کمال السید توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.

چهره تو قبله هر شاعر است کمال السید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، پیامبر خدا شخصیتی بی‌نظیر از ابتدای خلقت است، او را وصف نشاید کرد، مهربانی و رحمتش در کلام نگنجد. تدبیر و رشادتش در راهِ رسالت نمونه‌ای در تاریخ ندارد. انقلاب او در تغییر زندگی جاهلی دنیای عرب به زندگی متمدن اسلامی حقیقت معنای حیات او در این دنیای خاکی است. او سرچشمه است، سرچشمه خلقت.

«کمال السید» نویسنده معاصر دنیای عرب که او را به نوشته‌های ادبیش درباره اهل بیت (ع) می‌شناسند در این کتاب فصل‌هایی از حیات آن وجود عظیم الشأن را به پاکیزگی تصویر کرده است؛ از تولد تا پرواز. از شیرینی‌های کودکی تا سختی‌های دوران رسالت. حادثه‌های کمتر شنیده شده از پیامبر، دشمنی یهود و جنگ‌های مهم تاریخ حیات پیامبر اسلام با کفار.

انتخاب این کتاب برای ترجمه هم به خاطر زبان شیرین آن است که با قلم حجت الاسلام سیدی چاپ شده است.

در برشی از کتاب می‌خوانیم:
عروس که باردار بود، از شیندن خبر درگذشت ناگهانی همسرش درحیرت فرو می‌رود: همان گونه که عبدالمطلب و مکیان ناباورانه خبر تلخ را می‌پذیرند. از عبدلله پنج شتر،گله‌ی کوچکی از گوسفند و کنیزی به نام ((ام ایمن)) به میراث مانده است. ماه‌ها می‌گذرد و لحظه زایمان فرا می‌رسد تا نوه‌ عبدالمطلب چشم به این جهان بگشاید. سرور مکیان در خدمت کعبه بود که بدو خبر دادند؛ خبری که چشمه‌های محبت را در دلش جوشانید. پیرمرد، نوه را در آغوش گرفت و فریاد زد: «او را محمد نامیدم.» این نام شگفت در خانه مکیان سفر کرد. نامی زیبا، با حلاوت، همانند نغمه‌ای رویایی. برخی پرسیدند: چرا عبدالمطلب نام پدران و نیاکانش را بر او ننهاد؟
چرا محمد؟
و پیرمرد زمزمه کرد: تا در آسمان و زمین، ستایش شود! و این سان تولد محمد با «عام الفیل»پیوند خورد. توفان زمستان عقب نشست و «بهار» در فصل بهار متولد شد.

چهره تو قبله هر شاعر است؛ برش‌هایی از زندگانی پیامبراکرم (ص) به قلم «کمال السید» و ترجمه حجت الاسلام حسین سیدی در قطع رقعی و ۱۳۰ صفحه با همکاری دفتر ادبیات شطر، توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...
همۀ فکر و ذکرش این است که جوک‌های خوب تعریف کند تا تحویلش بگیرند و خودی نشان دهد ولی ماجرا همیشه آن‌گونه که او می‌خواهد پیش نمی‌رود... بخش مهمی از کتاب به تقابل نسلی در قالب ماجرای درگیری‌های پوتر با پسرش اختصاص دارد. پوتر که معتقد است جوانک‌ها تهوع‌آورند، نه از زبان جاهلانه و عامیانه پسرش سر درمی‌آورد و نه از برنامه‌های تفریحی او... سراسر رمان پر است از کلاه‌های گشادی که از تعمیرکار گرفته تا بقال و سبزی‌فروش و همکار و رئیس و فرزند و دوست سرش گذاشته‌اند ...