کتاب‌های «از سعدی تا آراگون» نوشته جواد حدیدی، «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» اثر فروغ فرخزاد و «پنج اقلیم حضور» اثر داریوش شایگان به زبان فرانسه ترجمه و در این کشور منتشر شده‌اند.

از سعدی تا آراگون» نوشته جواد حدیدی، «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» اثر فروغ فرخزاد و «پنج اقلیم حضور» اثر داریوش شایگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، ترجمه فرانسوی کتاب «از سعدی تا آراگون: تاثیر ادبیات فارسی در ادبیات فرانسه» نوشته جواد حدیدی در نشر آرماتان فرانسه عرضه شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: نویسنده در کتاب «از سعدی تا آراگون» قصد دارد تا خواننده را با چهار قرن ادبیات فرانسه و فارسی آشنا کند و تأثیر ادبیات فارسی را بر ادبیات فرانسه بازگو کند. هدف از این بررسی، تلاش برای احیای سرمایه ادبی و فرهنگ فارسی است. نویسنده این کتاب تلاش می‌کند تا به پرسش‌های زیر پاسخ دهد: از چه زمانی و به چه دلایلی فرانسوی‌ها از ادبیات فارسی مطلع شدند؟

مراحل نزدیکی این دو کشور طی قرن‌ها چه بوده است؟

همچنین مجموعه شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سروده فروغ فرخزاد با ترجمه سارا سعیدی به فرانسه در نشر یادشده منتشر شده است.

درباره این مجموعه عنوان شده است: در هر شعری که سروده می‌شود نوشتن یک کارکرد منحصر به فرد و غیرقابل برگشت دارد. این مجموعه که نماینده بلوغ فکری و تکامل تکنیک شعری شاعر است به ما این امکان را می‌دهد که نه تنها در مورد کلیت ادبیات شرقی فکر کنیم بلکه بر اساس ماهیت خود شعر درباره شرایط انسانی نیز بیاندیشیم. فروغ فرخزاد به طور ناگهانی در سن ۳۳ سالگی و در اوج بلوغ شعری خود درگذشت. پروژه همیشگی او برای رهایی زنان از طریق هنر و ادبیات باعث به وجود آمدن پیوندی بسیار محکم و ناگسستنی بین نوشتن و آزادی شد.

دیگر کتاب منتشرشده در فرانسه، «پنج اقلیم حضور؛ بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان» (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ) داریوش شایگان است که در نشر آلبن میشل راهی بازار کتاب این کشور شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: شالوده مقالات این کتاب بر اساس زاویه دید داریوش شایگان نسبت به خصلت شاعرانگی ایرانیان پی‌ریزی شده است؛ بر محور این پرسش که ارج و منزلت ایرانیان در قبال بزرگان ادبشان حاصل چه برداشتی است؟ پیوند و ارتباط درونی این مردم با شاعران بزرگشان از چه سنخ است که چنین به اعماق سرشتشان رسوخ کرده و سایه‌ای سنگین بر کل جهان‌بینی آنان افکنده است؟ غرض از این قلم‌فرسایی، سنجش و تحلیل ارتباط ایرانیان با شاعران ارجمندشان است. بالاخص آنان‌ که طی قرون و اعصار به پایگاهی اساطیری اعتلا یافته‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...