پنجمین شماره دوهفته نامه گل آقا همراه با ویژه نامه "نادر ابراهیمی" منتشر شد.

شماره مخصوص نادر ابراهیمی که ضمیمه این شماره از گل آقاست شامل آثار و خاطراتی از هنرمندان، دوستان و نزدیکان نادر ابراهیمی از جمله منوچهر احترامی، نورالدین زرین کلک، جعفر ابراهیمی، رضی هیرمندی، اسماعیل امینی، محمدرفیع ضیایی، بهروز غریب پور، مصطفی رحماندوست، امیلیا ابراهیمی، گیتی صفرزاده، شکور لطفی، هادی بنایی، گیتی اسماعیلی و کاریکاتورهایی از امیرحسین داودی، آرش فرخی، لاله ضیایی و... است.

گل آقا همچنین در پنجمین شماره خود با توجه به حادثه تلخ ویرانی ساختمان سعادت آباد در روی جلد این شماره از دریچه طنز به این حادثه تلخ و دلایل وقوع آن پرداخته و ضمن همدردی با بازماندگان این حادثه ابراز امیدواری کرده است که قانون در مواردی که با جان انسانها سروکار دارد به درستی اجرا شود و به جای حل مسئله، صورت مسئله پاک نشود.

برخی از مطالب چاپ شده در تازه ترین شماره گل آقا عبارت اند از: گزیده ای از تیترها و مطالب مهم نشریات دنیا، طنزینه های نابهنگام در آثار سهراب سپهری، بایاتی لار، فرهنگ اصطلاحات سینمایی، بلوتوث های در حال اکران، فتوکاتور، پشت پرده گل آقا و...

به گزارش مهر، شماره پنجم دوهفته نامه گل آقا در 12 صفحه و با قیمت 400تومان به دکه های روزنامه فروشی آمده است.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...