مراسم یابود اولین سال درگذشت نادر ابراهیمی برگزار می‌شود.

به گزارش ایسنا، این مراسم روز چهارشنبه (20 خردادماه) از ساعت 17 تا 19 در خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار می‌شود، در این مراسم فیلم کوتاهی از آیین بدرقه‌ی نادر ابراهیمی در سال گذشته و فیلم‌هایی از سخنان و کلاس‌های او پخش خواهد شد.

در این مراسم اکبر عالمی درباره‌ی «جایگاه سینمایی نادر ابراهیمی»، شکور لطفی درباره‌ی «اندیشه‌های مردمی، اجتماعی و سیاسی» در آثار این داستان‌نویس و عباس محمدی با موضوع «نادر و کوه» سخنرانی خواهند داشت.

همچنین فیلم‌هایی از توران میرهادی، احمدرضا احمدی و زنده‌یاد اکبر رادی، درباره‌ی این نویسنده‌ در این مراسم به نمایش درخواهد آمد.

از سوی دیگر، کلیپ هجرت که شعر و آهنگ آن از نادر ابراهیمی است با صدای رضا رویگری در این مراسم پخش می‌شود.

خانواده‌ی ابراهیمی اعلام کرده‌اند، روز سه‌شنبه، (19 خردادماه) از ساعت 9 الی 10 در قطعه‌ی هنرمندان بهشت‌زهرا در کنار نادر ابراهیمی خواهیم بود.

نادر ابراهیمی متولد 14 فروردین‌ماه سال 1315 در تهران بود. علاوه بر نگارش کتاب‌های داستانی زیادی برای بزرگسالان و کودکان و نوجوانان، چندین کتاب پژوهشی، نمایش‌نامه و فیلم‌نامه، چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعه‌ی تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته است.

این نویسنده پیشکسوت 16 خردادماه سال گذشته درگذشت.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...