انتشارات کتاب تداعی رمان «همه انسان‌ها به یک شکل زندگی نمی‌کنند» [Tous les hommes n'habitent pas le monde de la meme facon] اثر ژان پل دوبوآ [Jean-Paul Dubois] نویسنده فرانسوی کانادایی را به فارسی ترجمه و منتشر کرد. این رمان سال گذشته برگزیده جایزه گنکور شده بود.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دوبآ در حال حاضر در کار نویسندگی و سفرنامه‌نویسی در نشریه نوبل آبزرواتور به عنوان گزارشگر به فعالیت مشغول است.

این رمان داستان زندگی خانواده‌ای در منطقه اسکاندیناوی را از زبان پسر آنها روایت می‌کند. خانواده‌ای که پدرش یک کشیش پروتستان است و مادرش صاحب یک سینما و شغل او و نمایشی برخی از آثار خاص در نهایت برای پدر مشکلاتی در کلیسای پروتستان به وجود می‌آورد که منجر به خلع مقام کشیشی او می‌شود و او به همراه پسرش از منطقه اسکاندیناوی راهی کبک کانادا می‌شود و زندگی متفاوتی که او در کبک و برخی شهرهای کانادا سپری می‌کند در نهایت او را به یک قتل وادار و راهی زندان می کند.

این داستان بلند روایت داستانی بلند خود را با تلفیقی از ادبیات طنز مرسوم در منطقه اسکاندیناوی که پیش از این نیز در آثار داستانی این منطقه قابل رصد بوده و نیز تلخی ناشی از تراژدی زندگی خانواده یک کشیش در می‌آمیزد و داستانی تکان دهنده، پر از جزئیات و خواندنی و پر کشش را به ارمغان می‌آورد که سنت نگاه و ادبیات سفرنامه‌ای او نیز در آن کاملاً مشهود است. بسیاری از منتقدان نگاه خاص او به زندگی در منطقه آمریکای شمالی و کانادا را جسورانه خوانده‌اند. خبرگزاری فرانسه این اثر را «رمانی تاثیرگذار و سودازده از شادی گمشده» نامیده است و مجله فرانسوی L’Obs این رمان را «کامل و بی‌نقص» معرفی کرده است.

دوبوآ پیش از این و دهه ۹۰ برگزیده جایزه ادبی فمینا نیز شده است. این رمان در ۲۸۶ صفحه با قیمت ۳۷,۵۰۰ تومان و با ترجمه احمدآل احمد منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

با نوشتن کتاب‌های عاشقانه نمی‌توانستم درآمد کسب کنم، زیرا در ژاپن بازاری برای این ژانر وجود نداشت... یک زن خانه‌دار معمولی است که همیشه کم‌اهمیت‌تر از مردان دیده می‌شود... سمبل زنانی است که نمی‌توانند در جامعه ارتقا پیدا کنند... چند‌سال پیش جنایات بسیاری را زنان جوان رقم می‌زدند؛ حالا کودکان هستند که مردم را می‌کشند... مردم نمی‌دانند چه کاری باید انجام دهند تا از این وضع خارج شوند ...
بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...